ناصر الدين شاه قاجار

69

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

كم كوه‌هاى طرفين سخت‌تر و بلندتر مىشود ، و درخت بلوط ، هم كم مىشود . ده كرند در كوه دست راست واقع است در ميانه دره [ اى ] كه اطرافش كوه سنگى سخت است . نزديكى كرند ، عباس ميرزا با اصحابش آمدند . قدرى صحبت شد . عباس ميرزا نه بلند است نه كوتاه ، سفيد و سرخ است . لاغر و استخوانش ضعيف است . [ 314 ] لباسى ميانه رومى ، ايرانى ، فرنگى [ پوشيده بود ] ، در شميران مىگفتم كه عباس ميرزا ، وقتى كه به استقبال خواهد آمد ، طرف دست راست جاده « 1 » خواهد ايستاد . اسب سفيدى خواهد داشت . با يراق طلا ، بعينها همان‌طور شد . اردو و چادرها پائين كرند در جلگه افتاده است . شب بعد از شام مردانه شد . ميرزا على خان و . . . بودند . بعضى احكام نوشتجات « 2 » بود ، خوانده و ملاحظه شد . هواى اين‌جا از هارون‌آباد گرم‌تر است . امروز گل نرگس زيادى از ريجآب « 3 » آورده بودند . از هارون‌آباد الى كرند پنج فرسنگ است . در ابتداى جلگه كرند ، پشت كوه جنوبى كرند ، كوهى مرتفع مسمّى به كچل ، خيلى سخت [ و ] خشك [ است ] كه خاك كلهر اندك از او گذشته به انتها مىرسد در مقابل كرند ، سمت جنوبى كوهى است معروف به نوآ ، از قلهء اين كوه اگر هوا صاف باشد جلگه و شط بغداد پيدا مىشود . دست چپ از راه دور ، ده طلسم است . ده قديم است ، قلعه و باره داشته است ، خراب شده است . بعد زردآبه ، كودانه سرچغا ، پوكاب ، شب خوابيديم « 4 » . mauchafrin روز سه‌شنبه چهاردهم [ شهر شعبان ] در كرند اطراق شد . خواستيم امروز با تلگراف با تهران حرف بزنيم ، حرف نزد . حتى [ دستگاه ] تلگراف را از كرند به سراپرده آوردند ، بعد كه حرف نزد ، اسب آوردند ، سوار شده ، رفتيم ، به تماشاى ده كرند تيمور ميرزا ، عباس ميرزا يحيى خان ، على رضا خان ، سياچى ، آقا على ، محمد على خان ، ميرزا محسن خان و . . . طولوزون بودند خلاصه رانديم هوا ابر بود اما نباريد . از اردو به ده كرند [ 315 ] چندان راهى نبود . اول مىرسند به زراعت و باغستان انگور ، اما باغ كم است .

--> ( 1 ) . اصل : جعده ( 2 ) . اصل : نوشته‌جات ( 3 ) . ريگاب ( 4 ) . اصل : خوابيديم