عبدالله مستوفى
78
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
هم وقتى ساير دول ببينند ايران در كارهاى داخلى و خارجى خود آزاد نبوده ، و در عقد قرارداد تجارتى و سياسى ، و حتى كليهء مسائل داخلى ، تابع دولت انگليس است ، و براى هرگونه رابطه و هر قسم مراودهاى با ايران ، بايد قبلا با اولياى انگليس مذاكره كرده استرضاى خاطر آن دولت را به عمل بياورند ، يقين بدانيد كه براى تخفيف مخارج هم باشد از اين تشريفات پوچ صرفنظر كرده ، نمايندگان خود را از تهران احضار خواهند نمود . و بر فرض اينكه دولت ايران معامله به مثل نكرده ، و چند صباح ديگر هم نمايندگان خود را در پايتخت آنها نگاهداشته ، و مخارج بيمصرفى را تحمل نموده ، يا خود بصرافت طبع از تعقيب اين عمل لغو منصرف مىشود ، يا مستشاران مالى اين مخارج را خلاف صرفه اعلام ، و از حوالهء مخارج سفارتخانههاى ما استنكاف خواهند كرد ، و بالنتيجه نمايندگان ايران هم احضار خواهند شد . اگرچه جواب ساير مطالب مندرجه در اين قسمت از بيانيهء شما را در سابق كاملا داده و ثابت كردهايم كه ايران احتياجى بمتخصصين فنى انگليسى نداشته ، و كمكهاى مالى هم جز ضرر هيچ فايدهاى ندارد ، و فروش اسلحه كهنه نيز چيز مهمى نيست و سايرين گذشته از اينكه ارزانتر ميفروختند حق الدلاله و كميسيون هم ميدادند معذالك از ذكر يك نكته در اينجا ناگزيريم . ميگوئيد : « استفادهء معلومات انگليسى را بدست آوردهايم . » ميخواهيم بدانيم مملكت ما چه استفاده از معلومات متخصصين انگليسى خواهد كرد ؟ و از وجود آنها چه استفاده خواهيم برد ؟ همهكس ميداند كه در فن نظام انگليسها از تمام ملل عالم عقبترند و قبل از جنگ ، كليهء قشون آنها در سرتاسر جزاير بريتانياى كبير و ايرلند و اسكاتلند ، بشش هزار نفر بالغ نميشده و طرز سربازگيرى آنها طرز سرباز اجير و همان اسلوب پوسيدهء قرون وسطى بوده ، و شايد بعد از آرامى بين المللى باز به همان طرز عودت نمايد . ما نميدانيم ملت انگليس از كى در فن نظام متخصص شده ، و نظاميان دولتى كه تمام قشونش بيش از شش هزار نفر نبوده است در اين فن چه بما خواهند آموخت و در مكتب عمل و ادارهاى كه معلمين كارآزموده و متخصصين آن اينطور بىتجربه باشند ، چه درسى خواهيم خواند . در فنون ماليه ، ما نميدانيم اين آقايان جزيرهنشين كه آب و هواى مملكت آنها جز پيچك و سيبزمينى هيچگونه حاصلى به عمل نمىآورد و اكثر مالياتهاى آنها ماليات غير مستقيم است ، در مملكتى مثل ايران كه عمدهء عايدات دولتى آن ماليات آب و خاك و بهرهء خالصجات است چه مىتوانند بكنند ؟ اگر بخواهند دهى را مميزى نمايند چگونه از عهدهء تعيين عايدات آن برميآيند ؟ يا براى تشخيص خالصگى و اربابى ، چطور برقيات رجوع ميكنند و با كدام شناسائى و سابقه ، انتقالى خالصه را از غير انتقالى آن تفكيك مينمايند ؟ يا مناقشات و اختلافات مالياتى و محاسبهء بين مالكين و صاحب جمعان ، از