عبدالله مستوفى
649
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
خود فكر ميكردند كه « خروسى را كه بالاخره ، دم سحر شغال ميبرد سر شب ببرد » و هرچه زودتر حولوحوش مبتلا از دردسر نگاهدارى اين مردهء نمكرده « 1 » خلاص شده ، دنبال كار و زندگيشان بروند بهتر است . قانون اصلاح تقويم در 11 حمل سال 1304 ، قانون اصلاح تقويم از مجلس گذشت . بموجب اين قانون ، دفاتر و ادارات دولتى بايد ، از اول فروردين سال 1304 ، اسامى برجها ( حمل و ثور . . . ) را متروك داشته بجاى آن اسامى ماههاى قديم فارسى ، فروردين و ارديبهشت و خرداد و تير و مرداد و شهريور و مهر و آبان و آذر و دى و بهمن و اسفند را به كار برند . ششماه اول ، سى و يكروزه ، و پنج ماههء دوم ، سى روزه و ماه آخر 29 روزه ، و در سالهاى كبيسه ، سى روزه شد ، و اختلاف اوقات و سررسيدها كه ، هركس بسليقهء خود ، بعضى ماههاى محرم و صفر و . . . و برخى حمل و ثور و . . . تاريخ ميگذاشتند مرتفع گرديد . يسئلونك عن الاهله ، قول هى مواقيت للناس تقويم براى تشخيص اوقات ، و هرقدر بيشتر و بهتر رفع حاجت كند ، البته براى زندگى ، مناسبتر است . تقويم سابق معايبى داشت ، و از همه مهمتر ، عدم تطبيق ماههاى عربى با ماههاى شمسى ؛ و بنابراين ، با فصول چهارگانهء سال بود . با اينكه ماليات را از روى سال شمسى ميگرفتند ، و حقوق نوكر ديوان را هم ساليانه ، و از روى سالهاى شمسى ميپرداختند ، معهذا حساب سنوات از روى سال شمسى ، سيصد و شصت و پنج روز و پنج ساعت و كسرى است ، و اين يازده روز كسرى تفاوت ، موجب آن ميشد ، كه جز هر سى و چند سال يك بار هيچوقت ، سال مالياتى با سال تقويمى مطابق نباشد . براى رفع همين منقصت ، دورههاى دوازده سالهء تركى ( سيچقاقايل و اودايل و بارسئيل و توشقانئيل و لوىئيل و ئيلانئيل و يونتئيل و قوىئيل و بيچىئيل و تخاقوىئيل و تنگوزئيل ) را كه مسلما همراه سلجوقيان و يا مغول بايران آمده است ، محفوظ داشته ، و در دفاتر دولتى در هر سال يكى از اين اسامى دوازدهگانه را با تاريخ قمرى توأما ذكر ميكردند كه اساس سال مالياتى محفوظ بماند . اگرچه ، بازهم هر دوازده سال يكبار به همان اسم دوازده سال قبل رسيدند و اين تكرار ، تا حدى اسباب اشتباه مىشد ، ولى چون در ظرف مدت دوازده ساله ، حسابهاى دوازده سال قبل ، بالمره تمام شده و گذشته بود ، از اين حيث كمتر اشتباهى پيش مىآمد ، و در هرحال تا حدى حاجت را رفع ميكرد . مشروطهء كبير كه آمد و قرار شد كه حقوق نوكر ديوان را ماهبماه بپردازند ، در دستگاه دولت ، طبعا ماههاى شمسى حمل و ثور و . . . بر ماههاى قمرى رجحان پيدا كرد ولى بازهم حاجت بسالهاى تركى ، سيچقان و اودوبارس . . . كه با تاريخ هجرى قمرى
--> ( 1 ) - مردهء نمكرده كنايه از آدم زندهء ظاهر آراستهاى است كه هيچگونه بود و نمودى نداشته باشد ، لاحى يرجى و لاميت يرثا .