عبدالله مستوفى
639
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
نامهء مدرس به خزعل « عرض مىشود ، انشاء اللّه تعالى ، مزاج شريف عالى ، قرين سلامت است به حمد اللّه حال مزاجى حقير هم ، سلامت مىباشد ، و علىرغم معاندين هنوز زنده هستم ، و به قدر مقدور ، وظايفى كه بحقير تحميل شده ، در انجامش غفلت نمىكنم . اختلافات و مناقشات روزبروز بيشتر مىشود ، و همانطورى كه اطلاع داريد ، براى نابودى و مرگ حقير جديتهاى بىاندازه مىكنند ، و بتقديرات خداوند متعال عقيدهمند نيستند . « ان اللّه قادر على ما يشاء » « 1 » مطلب تازهاى ندارم ، براى شما بنويسم گرفتاريهاى مجلس ، فراغتى براى ما باقى نگذارده ، و زدوخورد با رضا خان اوقات حقير را مشغول نموده است ، كه مجال زيادى براى اطالهء زريعه ندارم . البته جناب قوام الدوله شما را هميشه از جريانات مركز مطلع مىكند ، و مطالب لازمه را بجنابعالى تذكر دادهاند . همانطوريكه سابقا در كاغذ ايشان چند سطرى نوشته بودم ، بايد براى مراجعت شاه اقدامات مؤثرى بشود . اين نقشه ، البته در اينجا طرحريزى شده است فقط اين عمل بايد با ملاحظه انجام شود . من دو سه مرتبه اين موضوع را بشما نوشتهام ، كه اهالى تهران عموما بشما بدنظر هستند و سوابق شما در مملكت خوب نيست ، و همهء مردم نسبت بشما ، حس تنفر و انزجار دارند . عليهذا اگر خواسته باشيد سابقهء شما فراموش شود ، بايد با كارهاى خوب ، و عملياتى كه به درد مملكت و ملت بخورد ، گذشتههاى خود را جبران نمائيد ، امروز هم همان موقع است ، كه بمعرض امتحان درآمدهايد ، يعنى وجوه ملت و مشروطهخواهان حقيقى ، از جنابعالى امتحان مىكنند . البته اين امتحان ، اگر از آب درست بيرون آمد ، قهرا تخفيف سيئات اعمال است ، كه ممكن است گذشتههاى شما را جبيره نمايد ، و الا با حرف نمىشود مردم تهران را گول زد . عجالتا اين شخص ، كه بملاقات سركار مىآيد ، شخص معتمد مطمئنى است ، كه كمال اعتماد را به او داريم ، و هرچه مىگويد ، از قول ماهاست ، و تماما صحيح است ، و حقيقة اگر حاضريد با فكر ما كمك باشيد ، موقعش رسيده است . البته عيبهاى سياسى آن را خود ما ، در مركز شايد بتوانيم اصلاح كنيم . يعنى شما بايد سعى كنيد ، كه شاه را بمحمره وارد كنيد ، و اگر نخواست برگردد ، و يا نتوانست مراجعت كند ، مملكت وليعهد قانونى دارد ، بايد او روى كار بيايد ، و سياست اين قسمت البته حل مىشود . مقصود اينست ، مطالب را نمايندهء ما بشما حالى خواهد كرد . آقاى قوام الدوله هم مشروحا مىنويسد ، و اميدوارم ، انشاء اللّه الرحمن ، مطالب و دستوراتى كه بشما گفته مىشود ، با ملاحظهء كليهء مقرراتى كه قوانين مملكت را لكهدار ننمايد ، بموقع عمل خواهيد گزارد . و اين نكته را هم البته در نظر بگيريد ، كه سياست بختياريها مبتذل است ، و چيزهاى ديگرى هم هست ، كه فرستادهء ما جنابعالى را متوجه خواهد داشت . بيش از اين زحمت نمىدهم . وفقكم اللّه تعالى الاحقر ، حسن مدرس ، فى شهر ذى حجة الحرام 1342 « 2 » نكتهء مهم اين نامه تعيير بر گذشتهء شيخ خزعل است ، كه مدرس بدون هيچ پرده
--> ( 1 ) - اين جملهها اشاره به سوء قصدى است كه مسلما محرك آن نظميه بوده و سيد را ميخواستند ترور كنند ، تير آنها هم به سيد اصابت كرد ، منتها خدا نخواست و سيد بعد از خوابيدن چند روز در بيمارستان جان بسلامت بدربرد . ( 2 ) - اين نامه از كتاب تاريخ آقاى حسين مكى استنساخ شده و صد در صد طرف اطمينان است ، زيرا ، انشاء ، انشاء مدرس است .