عبدالله مستوفى
637
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
در اين ضمنها ، مشروطه هم رسيد ، و ضعف دولت مركزى نمايانتر گشت . اين آقا شيخ هم از خدا خواست ، و از اداى همان بيست سى هزار تومان ، ماليات ساليانهء عهد دقيانوس هم استنكاف كرد . حكام عربستان هم جز مماشات با او چارهاى نداشتند ، بدرجهاى كه شيخ ، با برقرارى ادارات از قبيل گمرك و ماليه و عدليه در ناصرى و محمره هم ، ضديت نميكرد ، زيرا از اين ادارات كارى برنمىآمد . نفوذ شيخ بالاتر از آن بود ، كه اين بازيچهها در حوزهء شيخوخت او بود و نمودى داشته باشند . آقايان رؤساى ادارات ، در قلمرو شيخ و حتى حكام عربستان هم ، چشمشان بعطاياى شيخ بيشتر از حقوق ادارى بود . هرقدر كار نفت اهميت پيدا ميكرد ، به همان اندازه بر اهميت وجود شيخ كه لولههاى نفت از مسجد سليمان تا آبادان مستحفظى جز او نداشت ، مىافزود . شيخ هم ، در اين ميان ، خر خود را دوسره كرايه بسته ، هم بر سر دولت ايران منت ميگذاشت و هم انگليسها را تا حدى باجگذار خود كرده بود . هرچندى يك بار سفرى هم بتهران ميكرد ، و دوستان يا بهتر بگويم ، جاسوسهائى بين نيمه رجال تهران براى خود دست و پا ميكرد كه اخبار مركز را براى او بفرستند تا در روابط خود با انگليسها بداند چه مىكند . البته ديگر آقا شيخ بداشتن مقام ميرپنجى و لقب نصرت الملكى اكتفا نكرده ، در زمان مظفر الدين شاه ، امير تومان ، كمكم سردار و سردار ارفع ، و در دورهء مشروطه ، سردار اقدس شد ، و به تمام امتيازات دولتى ، از قبيل شمشير مرصع و تمثال و حتى نشان اقدس هم ، نائل آمده بود . در سفرهائيكه سلطان احمد شاه ، در رفتن يا برگشتن فرنگ ، عبورش از كنار محمره مىافتاد ، شيخ پذيرائيهاى شايان از شاه كرده ، و بوسيلهء تقديمىهاى خود اعليحضرت را كاملا طرفدار خويش نموده ، و در آن واحد ، از بستن قرارداد محرمانه با انگليسها راجع باستقلال خود ، با قيد اينكه اگر از طرف دولت ايران تعرضى به او بشود ، از او حمايت خواهند كرد ، نيز كوتاه نمىآمد ؛ ولى انگليسها ، البته از اين قرارداد ، حرفى نزده ، و همواره مقاصد شيخ را در نزد دولت ايران از راه حفظ لولههاى نفت ، پيش مىبردند . دولت ايران هم ، كه همراهيهاى انگليسها را به او ميديد ، و تبانى محرمانه را حدس ميزد ، اينقدر ناشى نبود ، كه با شيخ سختگيرى را بدرجهاى برساند ، كه انگليسها حمايت خود را نسبت به او علنى كنند ، و با « كجدار و مريز » با شيخ ، بطور مسالمت ، ورگذار ميكرد . اما در اين مسالمت ، هميشه نفع با شيخ بود . دولت ايران هم ، با اين وضع چارهاى جز مماشات نداشت ، و با سيلى صورت خود را سرخ نگاه ميداشت . كميتهء قيام سعادت قوام الدوله ( شكر اللّه صدرى ) كه يكى از درباريان مظفر الدين شاه ، و در دورهء مشروطه ، يكى از وجوه آزاديخواهان ، و اعتدالى بوده و در اين اواخر با مدرس همكارى ميكرد ، در دورهء پنجم از وكلائى بود ، كه بسعى خزعل انتخاب ، و چنان كه ديديم رابط بين دربار و مدرس شده بود . البته ، يكى از لوازم وكالت ، ولو براى داشتن زمينه براى