عبدالله مستوفى

634

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

رؤسا مصارفى داشتند . اين شيخها از اين مخارج هم آسوده بوده ، آنچه از افراد بعنوان ماليات ميگرفتند ، براى خود جمع ميكردند ، و اگر هم سوار و تفنگچى استخدام ميكردند براى چپو و غارت ساير تيره‌ها بود . شيخ الشيوخ شدن ، براى شيخهاى تيره‌هاى جزو ، منتهاى آرزو بود ، و البته هيچيك از آنها از جد و جهد در اين راه ، كوتاه نيامده ، و همواره در صدد بند و بست با رؤساى ساير عشيره‌ها بودند ، و شيخ الشيوخ وقت هم چون ميدانست ، كه اگر مدعىها موفق شوند از همان عذابهائى كه خود در ساليان دراز به آنها چشانده ، براى خودش حاضر و مهيا است ، براى تحليل بردن قواى اين بندوبستها از هيچگونه اقدام مضايقه نداشت و تا ميتوانست بين عشاير و تيره‌ها نفاق ، و آنها را بجان هم ميانداخت ، و بدست خود آنها را معدوم ميكرد . رفتار شيخ‌هاى جزو هم ، نسبت برؤساى عشيره‌ها ، و رويهء اين رؤسا هم نسبت بسر طايفه‌ها ، به همين منوال بود . زندگى خانه بر دوشى و بىاستقرار را كه خوانندهء عزيز بر اين وضع ناهنجار ظالمانهء رؤسا ، نسبت بهمديگر ، بيفزايد حال افراد بدبخت را مىتواند ، نزد خود مجسم كند . يك مشت لوت و عور ، كه جز يك عبا پوشش ، و جز يك لقمه نان جوين غذائى نداشتند در بيابانها در تك و دو ، و بدزدى از مال يكديگر مشغول بودند . معلوم است ، از دانش و بينش و تربيت و تمدن و رحم و انصاف ، حتى در رؤسا و شيوخ هم نشانه‌اى ديده نميشد ، و قتل‌هاى فجيع ، و نهب و غارت‌هاى مهيب ، از عاديات بوده ، نزاع‌هاى خانوادگى شيخ الشيوخ را هم ، كه گاهى پسر بر پدر ، و برادر ، بر برادر ميتازد ، و كار او و كس و كار او را ميسازد ، بر اين جمله بيفزائيد ، تا اوضاع اجتماعى اين اعراب را به تصور درآوريد . شيخ‌هاى وابستهء شيخ الشيوخ ، بيشتر در حاشيهء يمين و يسار رود كارون ، املاك مزروعى هم براى خود دست و پا كرده بودند ، كه به علت گودى رود ، بوسيلهء چرخهاى دستى و ندرتا گاوى ، آب را ، دلودلو ، بالا آورده ، صيفى را به اين وسيله ، و شتوى را بوسيلهء باران ميپروراندند ، و گندم و جو و حبوباتى به عمل مىآوردند ، ولى سكنهء اين دهات هم ، از حيث زندگى ، مثل همان خانه بر دوشهاى بيابان‌گرد ، و از كليهء وسائل تنعم و رفاه محروم بودند . شيخ الشيوخ ، در كنار محمره و دورهء آبادان ، براى خود ، نخلستانهائى ايجاد ، و يا از سايرين غصب كرده بود ، كه آبيارى آنها ، بوسيلهء جزرومد دريا و فشاريكه از اين جزرومد ، بشط العرب و كارون و بهمن‌شير وارد مىآيد ، خودبخود صورت مىگيرد ، و در محمره و فيليه ، ابنيه و قصرهائى هم براى خود ساخته ، و در آنها وسائل تفريح و عيش خود را فراهم آورده ، و در اطراف قصر او هم ، حول‌وحوش او عماراتى ساخته ، و دكان و بازارى جهت خريد و فروش ، ايجاد شده ، و قصبهء دو سه هزار نفرى بوجود آمده بود .