عبدالله مستوفى
625
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
مگر براى رئيس يك دولت ، كه خود را نيمه ديكتاتور كرده و به زودى فعال مايشاء كشور خواهد شد ، راه برهمزدن نفت شمال و جلوگيرى از باز شدن راه و پاى آمريكائىها بايران ، منحصر به اين اقدام بوده است ؟ مسلما خير ! و با وجود وطنپرستى و ميل وافرى كه سردار - سپه به بلند كردن اسم ايران و ايرانى و معرفى آن به دنيا داشته است ، انتخاب اين راه و اجازه دادن آن از طرف او ، از جمله محالات به نظر مىآيد . شايد در اين محاكمه ، بر ضرر سردار سپه ، بتوان اظهار عقيده كرده و گفت اشخاصى كه بوسيلهء آموزش منظم درسى ، خود را نساخته و كامل نكرده ، و در مكتب زندگى چيز ياد ميگيرند ، محيطهاى مختلف زندگانى ، بمنزلهء كلاسهاى درس آنها و بنابراين اخلاق جبلى آنها هم ، مثل افكار مكتسبى آنها قابل تغيير مىباشد و از اين جهت ، سردار سپه آن روز را ، غير از اعليحضرت رضا شاه پهلوى شاهنشاه ايران فردا دانسته و بگوئيم كه در عالم سردار سپهى ، آن هم در سر دوراهى نيل بسلطنت ، ممكن است اين قماشكارها را هم به او قبولانده باشند . پس بازهم گناه عمدهء اين حادثهء عجيب به گردن نقشهكشها بوده است كه با وجود داشتن راههاى ديگر ، اين وسيلهء فجيع را كه بدنام كنندهء ايران و ايرانى است ، انتخاب كردهاند تا با يك تير دو سه نشان استعمارى زده باشند . باوجوداين ، كسانى كه باخلاق و رويهء دورهء سردار سپهى اين مرد فوق العاده واقفند ، اين تصور را هم باطل مى شمارند و وطنپرستيهاى سردار سپه را هم ، كه به نظر بياوريم ، چارهاى جز تصديق قول آنها نداريم . پس چرا باكمال قدرتى كه داشته ، از اين حادثه جلوگيرى نكرده است ؟ « الجواد قد يكبو . . . ترقى قدرت سردار سپه بوسيلهء برقرارى حكومت نظامى قتل فجيع ماژور ايمبرى باعث تأثر و تأسف تمام محافل تهران گشته روزنامهها مقالات مفصل ، كه در ضمن حملههائى هم برله و عليه يكديگر داشت ، در اين باب نوشتند ، و اظهار تأسف كردند . سردار سپه ، فردا صبح حكومت نظامى در شهر اعلان نمود ، و در مجلس شورايملى ، رئيس مجلس تأسفات ملت ايران را از اين پيشآمد ناگوار اظهار داشته ، بدولت هم تذكر داد كه در دستگيرى مرتكبين ، و محاكمه و مجازات آنها كوشش نمايد . آقاى ذكاء الملك ، وزير امور خارجه كه در مجلس حاضر بود ، نيز از طرف دولت ، تأسفات خويش را اظهار و برقرارى حكومت نظامى را ، براى گرفتارى مرتكبين ، و جلوگيرى از نظاير بمجلس اعلام نموده بين مدرس كه ميخواست راجع بواقعهء مزبور ، به سمت ليدرى اقليت و نسبت بعدم لزوم حكومت نظامى شرحى بگويد ، و سيد يعقوب انوار مباحثهاى درگرفته ، سيد يعقوب به عادت خود ، قدرى به پروپاچهء سيد بزرگوار پيچيده رئيس مجلس ميان افتاد . مدرس هم حمله بحكومت نظامى را بوقت ديگر موكول كرد ، و شرحى از اين حادثه اظهار تاسف نموده ، و مجلس بدستور روز وارد شد . يقينا دستور روز هم همان كار واگذارى نفت به كمپانى سينكلر بوده است !