عبدالله مستوفى

587

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بدستهء جمهورىخواه شده بودند از آنها برگشته ، به سيد مدرس گرويدند . فراكسيون او قوىتر شد ، و در خارج مجلس هم ، اين رفتار موجب نارضامندى اكثر مردم گرديد ، و آنها كه تا اين روز نسبت بقضايا سكوت اختيار كرده بودند ، همگى به زبان آمده ، و ضديت با جمهورى را علنى كردند . ولى سيد مدرس با خوردن چك هم از ميدان در نرفت . در جلسهء 29 نيز با همان خونسردى عادى خود ، تا توانست از رسيدن وكلا بعدهء نصاب ، جلوگيرى كرده بطوريكه نزديك خاتمهء جلسه ، اكثريت ناچار شد چندين نفر از عدهء خود را كه اعتبارنامهء آنها هنوز نگذشته بود ، وادارد ، از رئيس مجلس تقاضاى مرخصى براى رفتن بقم بكنند ، تا از عدهء حاضرين در تهران كاسته شده ، و عدهء اعتبارنامه‌هاى گذشته به حد نصاب برسد ، و اين جمله ، يعنى رسيدن به حد نصاب را مؤتمن الملك رئيس در آخر جلسه اعلام داشت ، ولى ديگر وقت گذشته بود ، و اكثريت مجال نكرد ، طرح قانونى خود را راجع بتغير طرز حكومت و رياست جمهورى سردار سپه ، كه طبع و توزيع هم كرده بودند مطرح كند . فردا 30 حوت ، با اينكه مصادف با شب جمعه و شب نيمهء شعبان و شب عيد نوروز بود ، مجلس دائر شد ، و اكثريت هم اميدوار بود كه بتواند مقصود خود را قبل از حلول سال نو ، حاصل كند . ولى در اين روز ، چنان كه بعد از اين خواهيم ديد ، بواسطهء اتفاقات شهرى ، و جلسهء خصوصى جلسهء علنى دير تشكيل شد ، و با اين‌كه موضوع را مطرح هم كردند ، نتوانستند به نتيجه برسانند ، و خلاصهء جريان بقرار ذيل است : ابتدا ، چند فقره اعتبارنامه‌هائى كه مدرس روز قبل در آنها مخالفت كرده ، و ناگزير يك جلسه عقب افتاده ، و اعتبارنامهء مؤتمن الملك هم يكى از آنها بود ، مطرح شد . سيد مدرس مخالفت‌هاى خود را استرداد كرده ، و يكى بعد از ديگرى باكثريت و اعتبارنامهء مؤتمن الملك باتفاق آراء تصويب شد ، و چون ديگر اعتبارنامه‌اى كه گزارش آن حاضر باشد ، در شعب باقى نماند ، از طرف يكى از وكلاى فراكسيون مدرس ، پيشنهاد ختم جلسه داده شد . سيد محمد تدين بكرسى نطق برآمد ، بدون اينكه تصريحى باسم جمهورى بكند ، از تقاضاى مردم ، و هيجانيكه در پاىتخت و كليهء كشور ، در عامهء طبقات بوجود آمده است سخن رانده ، و نتيجه گرفت ، كه بايد « مجلس عيدى بمردم بدهد ، ( يعنى جمهورى را تصويب كند ) و در هرحال ، نفيا يا اثباتا بايد جوابى بمردم داد ، كه خلق اللّه تكليف خود را بدانند ، زيرا جواب ندادن بمردمى ، كه در همه‌جا در جوش‌وخروش و منتظرند ببينند ، وكلا در مقابل درخواست آنها چه خواهند كرد دور از انصاف است . » پيشنهاد كنندهء ختم جلسه برخاست ، و گفت امشب سه عيد است ، كه دوتاى آن مذهبى ، و سومى آن ملى است ، وقت هم گذشته و قريب بغروب است ، امشب را تعطيل كنيد ، كه مردم بوظايف عيد خود قيام كنند ، تا بعد از عيد و سر صبر ، قضايا را مطالعه كرده و در آن رأى بدهيم .