عبدالله مستوفى

51

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نظامنامهء اجرائيهء مكاتب و مدارس ، همه را ترتيب داده‌اند ، و اگر هم در آتيه ، بمناسبت تغيير اوضاع ، احتياجى باصلاح داشته باشد در كمال خوبى از عهده برميآيند . در اواخر سال ايت‌ئيل 1329 ، يعنى يكسال و نيم بعد از دورهء تجديد آزادى در اين مملكت هم كه وكلاى ملت به لزوم ، مستشارهاى خارجى ، براى ماليه راى دادند ، نه بواسطهء نابلدى ايرانيها بود ، بلكه علت عمدهء اين رأى همان زياده‌رويها و حيف و ميلهائى بود كه شما و امثال شما در دخل و خرج عامه روا مىداشتيد ، و اين مقصود از قانون 23 جوزاى تنگوزئيل 1329 كه آنهمه اختيارات بامريكائيها مىداد ، و شما را در امر ماليه ، مطيع شوستر ميكرد به خوبى واضح و هويداست . پس عيب ادارات ايرانى نه از راه نادانى و تجربه‌آموز نشدن مديرها ، بلكه به علت نداشتن كادر و كارى ير و نبودن بيم و اميد است ، و سبب آن هم جز شما كسى نيست . زيرا گذشته از دو نوبت رياست وزراء خود كه در كار عموم وزارتخانه‌ها مداخلات غيرقانونى كرده و ميكنيد ؛ تقريبا تمام وزارتخانه‌هاى اين مملكت از يك تا چند بار ، تحت ادارهء خصوصى شما و اعوان و انصارتان ، كه مسلما از روى نقشهء شما رفتار مينمايند در آمده ، و آنقدر وقت و اختيار داشته‌ايد كه پارتىهاى خود را در آن‌ها استقرار داده ، اركان ادارات مختلفهء اين مملكت را بدست آنها بسپاريد . اين هم خيالهاى شما هم تا شما هستيد با شما ، مشغول بىانتظامى اداره و چپاول و يغماى مردم ميشوند ، همين كه شما رفتيد اخلاف شما را اغوا مينمايند ، و بر فرض اينكه بعضى با آنها هم‌پيمان نشوند ، آنوقت مشغول دسيسه و تزوير برضد آنها و كارچاقى شما خواهند شد . اگر تيغشان نبريد بسوراخهاى اداره فرو رفته ؛ به مواجبهاى ادارى و امضاى اوراق بىمصرف وقت خود را گذرانده و منتظر فزج خود و ظهور شما ميشوند . در جاى خود هم گفتيم ، كه تهور قانون‌شكنى سايرين باندازهء شما نيست ، و نمىخواهند بىسبب موجه كسى را از كار خارج بنمايند ، بر فرض اينكه خيلى هم تهور بخرج بدهند ، يا آقايان بواسطهء تجرى خود اسباب اين كار را فراهم بياورند . عمر اين انفصال و اين انعزال بسيار كوتاه است ، شما مجددا بر سر كار آمده آنها را بر سر كار خواهيد آورد ، صلحا و عفيف النفس‌هاى ادارات هم بدبختها بىكمك و هم‌دست مانده ، بايد سنگربسنگر عقب بنشينند ، و براى پارتىهاى شما كه روزبروز در تزايدند ، جا خالى كنند . اگر در بعضى ادارات بعضى اشخاص يافت شوند كه ريك ته جوب اداره بوده ، از دم در نرفته باشند ، همان زحمت‌كشهاى بدبختى هستند كه به هيچ جائى بستگى نداشته هيچگونه ترقى هم ندارند و دوش آنها نردبان ترقى ديگران است . بواسطهء همين پيشآمد ناگوار و حقيقت تلخ است كه بيم و اميد ادارى از بين رفته ، و يك سلسله شخصيات بجاى آن استقرار يافته است . شما هم در اين طرز مملكت‌دارى ملوم نيستيد ، زيرا بعد از آنكه نقطهء اتكاى حقيقى يعنى خدمتگذارى به ملت را از