عبدالله مستوفى

576

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

همين دو سه ساله ، بايالت و سرلشكرى آذربايجان رسيده بود ، يكى از زرنگترين و سياستمدارترين افسران ارشد ، و يكى از كارىترين و فهميده‌ترين طرفداران سردار سپه از كار درآمده ، و در اين يكسالهء اقامت خود در آذربايجان ، چنان نبض اهالى را بدست گرفته بود ، كه ميتوانست بوسيلهء جور كردن اسباب ، و نطقهاى خود كه به زبان تركى ايراد ميكرد ، آنها را بهركار صعب و هرگونه فداكارى ، بدون هيچ غرولند وادارد . گشودن خيابان پهلوى ، در شهر تبريز بدون پرداخت غرامت به صاحبان خانه‌ها حتى با بارگذاشتن ديگهاى پلو از طرف صاحبان خانه ، و ساختن راه تبريز تا زنجان بدون دادن مزد بعمله‌هاى راه‌سازى ، از آن جمله است . اين مرد عجيب ، براى ساختن اين راه پرخرج و زحمت در ناحيهء كوهستانى ، جز يكى دو نفر مهندس روسى بالشويك گريخته ، و نطقهاى هيجان‌انگيز خود هيچ وسيله‌اى در دست نداشته ، و كشيدن اين راه پرپيچ‌وخم و بريدن گردنهء شبلى و قافلان كوه را تقريبا مجانى انجام داده و ساخته و پرداخته است . عملجات دهات مجاور خط راه ، كه براى كار ميآمده‌اند ، نه همين مزد نميگرفتند ، بلكه نان خود را هم همراه مىآورده ، سهل است سرعمله‌ها را هم بسفرهء خويش دعوت مينموده‌اند ، و براى اظهار خدمت و تحويل دادن كار بسرلشكر ، كه مثلا وعده كرده بوده است « سه روز ديگر بديدار دوستان عزيز خود بيايد » حتى شبها هم مشغول كند و كوب و نقل تحويل خاك و سنگ از گردهء تپه‌ها بدامنهء درها بوده‌اند . مالكين تبريزى ، كه در تهران بودند ، بيهوده براى رعاياى خود دلسوزى و غرغر ميكردند ، امير لشكر مقصود خود را كه تمام كردن اين كار مهم بود ، در هرحال انجام داد . خانهاى ماكو امير طهماسبى ، در آذربايجان وجاهت و نفوذ كلمه‌اى يافته بود كه سردار سپه ، بوسيلهء او توانست نقشهء برانداختن خان ماكو را طرح و انجام كند . خوانين ماكو رؤساى يكى از طوايف سرحدنشين ايران بوده‌اند كه از زمان صفويه در اين ناحيه سكونت داشته و در عهد قاجاريه ، و بعد از پيش آمدن روسها در خاك اصلى ايران ، چون محل آنها بين ايران و تركيه و روسيه واقع شد ، عنوان سرحددارى هم پيدا كردند ، ولى سرحددارى آنها جز اسم چيزى نبوده ، اين سرحد قلعه و استحكاماتى نداشته است ، كه سرحددارى بخواهد . ناحيه‌اى كه فعلا بسه بخش ماكو و پل‌دشت ( عرب‌لر ) و سيه‌چشمه ( قره‌عينى ) تقسيم شده و هريك بخشدار عليحده‌اى دارد ، سابقا تحت حكومت خانهاى ماكو بوده ، كه امروز هم ، اكثر قراء اين سه بخش در ملكيت خانوادهء آنها باقى است ، و شايد گندم ملكهاى اين خوانين ، قبل از تلف و تفريط بيست سالهء اخير ، سالى به هفت هشت هزار خروار سرميزده است ، حتى املاك اين خانها از ناحيهء اين سه بخش هم تجاوز كرده ، و نزديكى خوى هم ملك‌هاى ، حاصلخيز زياد داشتند ، سهل است در شهر خوى هم داراى مستغلات زيادى شده بودند .