عبدالله مستوفى

48

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

خوددارى نكرده ، علاوه بر انواع تشبثات جاهلانه ، مكرر سعى كردند خاطر مهر مظاهر ملوكانه را از اين بنده مكدر نمايند . ولى هيچوقت ، ذات مقدس شاهانه ، از القاآت آنان متأثر نگرديده ، همواره علاقهء خاطر همايونى بحفظ مصالح مملكت ، پشتيبان قوى و نگاهبان اينجانب بود . » در پلتيك اشخاص ذينفع ، براى پيشرفت مقصود هميشه وسائلى را اتخاذ ميكنند ، كه سابقين به آن متمسك شده ، و پيشرفت آن را تجربه كرده باشند . شايد غرض شما از تشبثات جاهلانه ، جمعيت مسجد شيخ عبد الحسين باشد . اگر خودتان براى نيل بمقام رياست وزراء ، به اين قبيل اقدامات متوسل نشده بوديد ، ما كاملا بشما حق ميداديم ، كه اين تشبثات را جاهلانه بخوانيد . شما كه خودتان به قوت اجتماع در مساجد و مشاهد مشرفه ، كابينهء مستوفى الممالك و صمصام السلطنه را برهم زديد ، شما كه بر اثر همين شياديها مسند رياست وزراء را اشغال كرده‌ايد ، ابدا سزاوار نيست از اين قبيل اقدامات شكايت كنيد . بر فرض اينكه مسلم گرفتيم ، اين اقدامات از طرف معاندين سياسى شما به عمل آمده باشد ، تازه بايد بشما بگوئيم : معاندين اين اقدام را از شما سرمشق داشته‌اند ، منتها آنها چون پشتيبانى مانند سفارت و صندوق مخارجى مثل بانك انگليس نداشتند بحصول نتيجه‌اى كه مقصودشان بود موفق نشدند . اما راجع بتكدرات ذات شاهانه ، همه‌كس ميداند ، كه اين تكدرات نتيجهء يك سلسله حوادث بود كه از خيال تغيير والى ايالت خراسان « 1 » و هياهوى بقيهء حاشيهء صفحهء قبل

--> رئيس انجمن اعتراض كرد . سربازها گفتند . ما به اين كار مأموريم . مشار اليه به شهر شكايت نمود . احضار و توقيفش كردند و انجمن نظارى از نو تشكيل شد . اهالى كه ديدند اينطور است . تعرفه نگرفتند . حاكم اعلام كرد : هركس تعرفه نگيرد ، ده تومان جريمه مىشود . مجبورا تعرفه گرفتيم ، ورقه‌هاى رأى كه حاكم داده بود در صندوق ريختيم ، چون آراء در شهر استخراج مىشود نميدانيم وكيل ما كيست ، هركس باشد بما دخلى ندارد . ليكن شش نفر از ماها در موقع گرفتن تعرفه حاضر نبودند 60 تومان از آنها جريمه گرفتند ، جريمه را هم پس نميخواهيم . فقط استدعا داريم به حال ما فقرا رحمت آورده اين شصت تومان را جزو ماليات نفرمائيد كه همه ساله از ما دريافت دارند . امضاء جمعى از اهالى كوهپايه كه ملاى محل نيز بر صحت عرايض آنها تصديق نوشته است . اما براى انتخاب برادر شما از زورآباد سرخس ، هيچ مناسبتى نميتوان فكر كرد . مگر اينكه بگوئيم : قرب جوار اين محل با مرو ، و خدمات مرحوم ميرزا محمد قوام الدوله ، جد ايشان كه در آن سرزمين « افسروديهيم را بر باد داد » باعث معروفيت محلى ايشان شده و اهالى كه سكنهء دو سه آبادى بيش نيستند باكثريت چهار هزار و چهارصد راى ، بپاس خدمات آن مرحوم ايشان را بالطوع و الرغبه ، بوكالت خود انتخاب كردند . وكيل زورآباد همين‌طور بايد باشد . ( 1 ) - قوام السلطنه برادر رئيس الوزراء ، والى خراسان بود . چون شاه به خيال تغيير او افتاده بود و ميخواست صمصام السلطنه را براى « جبران خرجيات » او به آنجا بفرستد ، چه در بقيه در حاشيهء صفحهء بعد