عبدالله مستوفى

545

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

دال بر اين است كه حس قدرشناسى در ما هست ، منتها ، اگر يك سوءتفاهمى شده باشد ، بايد آن را مرتفع ساخت . اين‌جا ، در مجلس چه گفته ميشد ؟ گفته شد كه مسؤليت مجلس را بايد طورى كرد ، كه با مسؤليت وزارتخانه‌ها منطبق شود . مجلس شوراى ملى ، مطابق مقررات قانون اساسى ، وظايفى دارد كه آن وظايف معلوم و براى مجلس توليد مسؤليت مىكند . و همينطور وزارت جنگ و ساير وزارت‌خانه‌ها هم تكاليف و مسؤليت‌هائى دارند . تمام سخن اينجاست ، كه چه بايد كرد ؟ بايد طورى كرد كه هم مجلس ، بدون اينكه قصورى كرده باشد ، وظايف خود را انجام داده باشد ، و هم وزارت جنگ و ساير وزارتخانه‌ها تكاليف خود را انجام دهند . هيچ قصد و غرضى غير از اين ، نبوده است و نميتواند هم باشد . اينكه عرض كردم ، نميتواند باشد ، براى اينست ما كه اينجا نشسته‌ايم ، چه آمال و آرزوئى ميتوانيم داشته باشيم ؟ غير از اينكه يك امنيت مادى و معنوى براى مملكت تحصيل كنيم . امنيت مادى تحصيل مىشود ، و با وجود آن امنيت مادى ، ما بسيار اصلاحات مشغول ميشويم زيرا امنيت معنوى بعهدهء ما مىباشد . به حمد اللّه با مساعى جميلهء آقاى سردار سپه وزير جنگ قشون و قواى تامينيهء مملكت در شرف تكميل و رو بترقى است . « صحيح است ! » ما هم بايد خواهان و طالب باشيم ، كه اين قشون در حدود مقررات خود ، قدرت و نفوذ داشته باشد ، و همچنين مربى قشون بتواند با دلگرمى و قدرت كامل ، وظايف خود را انجام دهد . حالا بعد از اين عرايضى كه بنده كردم ، و ميبينم طرف تصديق مجلس واقع شده است ، و اين « صحيح است ! » هاى زياد كه از طرف آقايان نمايندگان گفته مىشود اين « صحيح است ! » ها براى من نيست ، براى آقاى وزير جنگ است و حاكى از حسيات قدرشناسى نسبت بايشان است ، بعد از اين عرايض ، گمان ميكنم . اگر سوءتفاهمى هم بوده است رفع شده است . در پايان عرايض خود ، اين را بايد عرض كنم كه اين دو محل يعنى خالصه و ماليات غير - مستقيم كه تا حال در تحت نظارت وزارت جنگ بود ، وجوهى كه از آنجا عايد ميشد اين وجوه اقل وجوهى بود ، كه براى اعاشهء يوميهء قشون لازم بود . حالا كه بوزارت ماليه تسليم مىشود ، و مجلس شوراى ملى هم ، به وجود قشون اهميت تمام ميدهد ، اين همراهى و مساعدت البته نبايد به حرف باشد . بايد مساعدت فعلى و عملى باشد . « صحيح است ! » بايد وجوهيكه ميرسد ، كما فى - السابق ، بوزارت جنگ برسد » « صحيح است ! » همين قماش نطقها و « صحيح است » ها بود كه زير سر سردار سپه را بلند كرده « 1 » و او را به پيشرفتهاى آينده اميدوار مينمود . معهذا ، اين پيش‌آمد ، براى سردار سپه هم ، درسى شده و دانست كه مقاومت با مجلس كار آسانى نيست ، و بعد از اين بايد رفتار و رويهء خود را با ميل نمايندگان تطبيق نمايد و به همين جهت بذل جهد نمود ، و عده‌اى از آنها را به سمت خود جلب كرد . اين آقايان هم ، با كمال ميل دعوت او را پذيرفتند . زيرا ميديدند كه در دورهء آينده ، بدون همراهى او نميتوانند انتخاب شوند بنابراين ، بند و بست‌هائى ، بين عده‌اى از نمايندگان

--> ( 1 ) - اگر انسان زير سرى نداشته باشد ، البته راحت نخواهد خوابيد و همين كه راحت نخوابيد ، خواب خوش نمىبيند . « زير سر كسى را بلند كردن . » مثل : « بالش نرم زير سر كسى گذاشتن . » كنايه از وعدهء مساعدت به او دادن و تقويت فكرى از او كردن است .