عبدالله مستوفى

513

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بعد از وقايع شهريور 1320 ، چون مسببين وقايع مزبور ميخواستند ، مرحوم رضا شاه را كه قربانى اين اوضاع شده بود . از نظر ملت بيندازند ، و خود را منجى ايران از ابو الهول استبداد وانمود كنند ، ما را به كارهاى پوچ خيلى واداشتند كه يكى از آنها بدگوئى از شاه سابق است . مندرجات روزنامه‌هاى آن روز را بخاطر بياوريد هيچيك از آنها نبود كه تعبيرها سهل است ناسزاها برضد اين پادشاه كه مسلما خدماتش بملت ، خيلى زياد و در خور همه‌گونه ستايش و تحسين است ، نداشته باشد . كم‌كم كار بوارونه‌گوئى هم كشيد و نويسندگان خدمات آن مرحوم را ، با تعبيرات عجيب ، منكر شدند و حسنات را بسيآت تبديل كردند . از جمله يكى همين خلع سلاح ايلات و اسكان آنها بود ، كه اين كار را بدستور خارجى و براى تحليل بردن قواى جنگى ايران بشمار ، آورده ، نويسندگان دوره روضه‌خوانيرا براى ايلات سردادند ، كه مثلا اگر ايل قشقائى خلع سلاح نگشته ، و لرها اسكان نشده بودند ، وقتى قشون روس و انگليس بايران حمله كردند ، اين ايلات جلو آنها را ميگرفتند ! بله ؟ . . . من خيلى از متفكرين و منورين را هم ، در آن روزها ديده‌ام كه از اين قماش افكار داشته و چون ميخواستند خود را خيلى باهوش بشمار آورند ، با اين قبيل اظهارات خنده‌آور ، براى ايلات دلسوزى و روضه‌خوانى مينمودند و كار كشور را به علت اسكان ايلات تباه ميدانستند . ولى امروز ، كه قدرى حواسها جمع شده و انشاء اللّه عقلها بكله‌ها برگشته است ، ميتوانم بگويم كه صلاح ايران در برانداختن قواى ايلى ، و اسكان ، و نجات دادن ايلات از خانه بردوشى است . تنها ايراديكه بر تخته‌قاپو شدن ايلات دارند اين است كه در اين صورت ديگر كشور نميتواند از سلحشورى افراد ايل استفاده كند ، در حالى كه وقتى آنها اسكان شوند و مثل ساير افراد كشور ، بوسيلهء نظام وظيفه ( كه امروز از آن معافند ) در صنف سربازان و سواران ارتش درآيند ، اين استفاده بوجه احسن ميسر است . و در هرحال ، در قرن اتم ديگر سزاوار نيست رسم قرون بعد از حجر در اين كشور حكمفرمائى كند . بايد اسلحه را از ايلات گرفت و شيار را بدست آنها داد . البته اين سخن ، به گوش رؤساى ايلات كه ميخواهند از افراد ايل خود ماليات احشامى بگيرند ، و بدولت چيزى نداده ، سهل است ، سهمى قند و قماش هم براى افراد ايل خود گرفته و بنرخ بازار آزاد ، به آنها بفروشند ، و وسيلهء قدرت براى خود بدست آورده ، و در آينده بيشتر اسباب زحمت دولت شوند ، خيلى گران مىآيد . ولى آنچه گفته شد حقيقتى است كه قابل انكار نيست . باز هم تكرار ميكنم بايد اسلحه را از آنها گرفت ، و شيار را بدست آنها داد كه تا كش‌بكشمش « 1 » مىخورد آقايان بفكر تمرد و تحميل افكار بىمايهء

--> ( 1 ) - من اين تعبير را جز در نوشتجات مرحوم ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام كه در مكاتبات و مراسلات خود به كار برده است نديده و جز از اهل عراق ( اراك ) نشنيده و از اين‌رو تصور ميكنم در ساير نقاط فارسى زبان مصطلح نباشد . مورد استعمال آن در مواقعى است كه كسى چيز پوچ كم‌مصرفى را وسيلهء ضديت قرار دهد . نظير « كك بآش ترشى كسى نشستن »