عبدالله مستوفى

508

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

امروز هم ، در محاورات خود به كار مىبندند . اين طرز تخته‌قاپو را تخته‌قاپوى طبيعى بايد ناميد ، كه بمرور و طبيعت صورت گرفته ، و امروز ، جز اسم تيره‌هاى اصلى ايلى ، چيزى از ايليت كه لازمهء آن رحلهء شتاء و صيف است ، در اين طوايف باقى نمانده ، و افراد ايل شهرنشين و ده‌نشين شده‌اند . ولى باز هم در ايران ايلاتى هستند ، كه مثل ادوار قبل ، رحلهء شتاء و صيف ميكنند و ايل به تمام معنى محسوب ميشوند . ايلات خمسه و قشقائى و بويراحمدى و ممسنى ، در فارس و بختيارى در حدود اصفهان و شاهسون ، در اردبيل و يموت و كوكلان ، در گرگان و الوار ، در لرستان از آن جمله ميباشند كه هنوز از خانه بر دوشى دست‌بردار نبوده ، و مثل ادوار قبل ، از ييلاق بقشلاق و از قشلاق به ييلاق ، دائما در حركتند ، و در هر ناحيه چند هفته‌اى در زير چادرهاى خود اقامت كرده ، دامهاى خويش را بچرا سرميدهند ، و همين كه علف در آنجا رو بكمى گذاشت ، بجاى ديگر نقل مكان ميكنند . ايلخانى اين ايلات هميشه بايد از طرف دولت تعيين شود . ييلاق و قشلاق آنها حدود معين دارد ، كه تجاوز از آن جايز نيست . ايل بيگىها را كه رؤساى عشاير يك ايلند ايلخانى معين مىكند و اين ايل بيگىها ، ابه‌باشىهاى تحت امر خود را تعيين مينمايند . ولى همانطور كه دولت هميشه ايلخانى يك ايل را از افراد خانوادهء قديمى ايلخانيها تعيين مىكند ، ايلخانى هم ، نسبت بايل بيگىها ، و ايل‌بيگىها هم ، نسبت به ابه‌باشىها رعايت سابقهء خانوادگى را مينمايند . زيرا ، كدخدا و ريش‌سفيد خانواده‌ها ، از ابه‌باشى بيسابقه ، و ابه‌باشىها ، از ايل بيگىهاى غريبه ، و ايل‌بيگىها از ايلخانى غير خانواده ، اطاعت نخواهند كرد ، و نظم ايلى برهم مىخورد . بطوريكه در اين سلسلهء رؤساء ، از كدخدا و ريش‌سفيد يك خانواده كه تحت امر ابه‌باشى است ، تا ايلخانى ، اگر شخصى بىكفايت يا متعدى از كار در آمده ، و رئيس بالاتر بخواهد او را عوض كند ، ناگزير بايد يكى از برادران و پسرعموهاى او را بجاى او نصب نمايد . ماليات ايلى ، كه از روى عدهء گاو و گوسفند و الاغ و ماديان و شتر گرفته مىشود ، بايد بوسيلهء كدخدا و ريش‌سفيد خانواده ، از افراد وصول شده ، بابه‌باشى ، و از او بايل‌بيگى و از ايل‌بيگى ، بايل‌خانى ، و از ايل‌خانى ، بدولت ، برسد . در دورهء قبل از مشروطه ، ايلات هم جزو جمعى داشتند ، كه معلوم مىكرد هرنوع از دام‌هاى آنها چقدر بايد ساليانه بپردازند و دامهاى يك خانواده ، بايد چه مقدار باشد ، تا در موارد لزوم ، يك سوار بديوان بدهد ، و همچنين حدود ييلاق و قشلاق هر ايل و ابه‌اى ، تا كجا بايد برود و مستوفيها از اين حيث هم كاملا مجهز بوده ، و اختلاف يورت‌هاى هر طايفه يك ايل را رفع ميكردند . مثلا ماليات قشقائى ، در اواخر ناصر الدين شاه ، هشتاد هزار تومان بود ، و اين ايل را باصطلاح آنزمان داراى پنجاه هزار در خانه ميدانستند ، و عدهء افراد آنها را دويست سيصد هزار نفر تخمين ميزدند ، و بزرگترين ايلات ايران بشمار مىآمد . حدود قشلاق و ييلاق آنها ، از فيروزآباد فارس شروع شده ، بسيميرم اصفهان ، كه آخرين حد ييلاقى آنها