عبدالله مستوفى
501
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بىاهميتى متحصنين سفارت روس خوانندهء عزيز تصور نفرمايد ، كه اهميت وجودى بستىهاى سفارت موجب اين اقدامات بوده ، يا سردار سپه در اين ابرام خود ، در بيرون كشيدن آنها از سفارت ، و خاموش كردن اين سروصدا از شورش و انقلابى بيم داشته است ؟ خير ! آنها كه باخلاق سردار سپه بعدها آشنا شدهاند ، ميدانند كه هيچ چيز به قدر تشبث بخارجى اين مرد وطنپرست را عصبى نميكرده ، و اين اصرار براى اين بود كه ميخواسته است ، راه تشبث بخارجى را بر روى اشخاص اينكاره ببندد ، و به آنها ثابت كند كه تحصن در سفارت هم نميتواند ، جلوى اقدامات او را بگيرد . بعقيدهء من ، در آن روزها هم مثل امروز ، جلوگيرى از اين قماش كارها ، كه پرچم خارجى را سپر اقدامات بيرويه قرار ميدهند براى هر حكومت دوربينى از لوازم بوده است . كاش امروز هم يك چنين حكومتى ميداشتيم كه اين دايره نمكنهاى خارجى را ، كه اقدامات آنها موجب مفاسد كلى است ، از اطراف سفارتها دور ميكرد ، و آنها را بوظايف مليت خود آشنا مينمود ، كه بار ديگر اوضاع آذربايجان تجديد نشود . ما دنبال پيشهورى و غلام يحيى ميگرديم و ميخواهيم آنها را بمجازات اعمالشان برسانيم ، در صورتى كه آنها كه تراشندهء اين راهزنان بودهاند ، جلو چشممان آزاد ميگردند و به آنها تعرضى نداريم ! پيشهورى و غلام يحيى و ساير حرامىهاى واقعهء آذربايجان مشتى قفقازى و خارجى بودهاند كه براى پيشرفت مقاصد خود و دستور مقامات خارجى ميخواستند بشيادى كلاه ملت را با سر براى خارجيها بردارند ، آنها اگر در نزد ما منفورند ، در نزد اربابهاى خود آبرومند ميباشند ، ولى آنها كه در اين پايتخت ، باسم ملت ، باد ببوق تجزيهء آذربايجان كرده و امروز هم شايد از راه ديگر مشغول همان سياهكاريها هستند ، نبايد با صدور بيانيهء توبهء حزبى و اعتراف بخطاكارى از مجازات ملى رهائى يابند ، بايد اعمال فردفرد آنها زير ذرهبين محاكمه درآيد و برطبق قانون با آنها عمل شود تا منبعد كسى جرأت نكند از اين آروقهاى بى جا « 1 » زده خوابهاى تجزيه براى ملت ايران ببيند ! ! مقدمات سقوط كابينهء مشير الدوله ميدانيم ، يكى از جهات رياست وزراى مشيرو الدوله اين بود كه تصور ميكردند شخصيت و وجههء ملى او مانع عمليات تجاوزكارانهء سردار سپه خواهد شد . وقتى ديدند ، وزير جنگ كسى نيست ، كه بندى به اين وجاهتها ببندد ، سهل است ، تندروى او زيادتر هم شده و هرروز نغمهء تازهاى كوك مىكند طبعا پيش خود فكر ميكردند :
--> ( 1 ) - آروق زدن امر طبيعى است شكم زندان باد است اى خردمند * ندارد هيچ عاقل باد در بند ولى آروق با صدا آن هم در حضور سايرين خلاف ادب اجتماعى و بسيار ناپسنديده و در نزد بعضى از صداى مخالف هم ركيكتر است . آروق زدن بىجا كنايه از كار بىرويه كردن است .