عبدالله مستوفى

489

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

آرى تحمل اين شدائد و مظالم براى من و هركس كه خود را پروردهء اين آب و خاك ميداند كمرشكن و طاقت‌فرسا بود و بالاخره با حقوق بشريت من مخالف بود كه ببينم و مشاهده كنم يك جمعى پست‌فطرت دون‌همت نالايق ، رشتهء اركان مملكت را گسسته و درصدد آن هستند كه بحيات استقلالى مملكت و ملت خاتمه داده و در تمام موارد مختصر نفع شخصى را بر اركان يك مملكت سه هزار ساله ترجيح و مرجح سازند . مسبب حقيقى كودتا همين عواملى هستند كه هزار يك آن را در ضمن اين ابلاغيه ملاحظه ميكنيد و در تحت‌تأثير همين عوامل بود كه من بلطف خداوندى پناه برده و با عقيدهء راسخ و عزم جازم در صدد برآمدم كه به آن دوران سياه خاتمه داده آبروى از دست رفتهء نظام را عودت و با شهامت همان‌ها حيات مملكتى را تجديد نمايم . من بپيشرفت منظور و مقصود مقدس خود مطمئنم و در تمام موارد از خداى ايران و روح مليت خود استمداد مىجويم . زيرا غير از اين دو نقطه اتكاء به هيچ نقطه‌اى متكى نبوده و نخواهم بود ، در اين صورت به تمام ارباب جرائد و صاحبان احساس پيشنهاد ميكنم كه پس از اين ابلاغيه و معرفى مسبب حقيقى كودتا و سابقه‌اى كه به احوال من حاصل كردند ، ديگر هر عنصر غير مانوسى را سبب حقيقى اين امر عظيم تشخيص نداده بفهمند كه مبارزه با عوامل مؤثره جز از قلوبى كه قابليت تأثير را داشته باشد تراوش نخواهد كرد . باز هم اشتباه نكنيد بعضى از اشخاص « 1 » كوچكتر از آن بوده و هستند كه يك ارادهء منتظم نظامى را با ارادهء و عقايد خويش مربوط ساخته و بعلاوه ، مقام نظاميان فداكار نيز والاتر از آن بود كه با اراده‌هاى خفيفه متحرك باشند . اكنون اگر بساده‌لوحى خود در انتشار اين افكار ترديدى نداشته باشيد ميتوانيد قطعا بدانيد كه اشخاص آلوده بغرض و عناصرى كه بدست ديگران متحرك باشند در دنياى تاريخ هرگز دوام و بقائى را همراه نبوده و حقايق معنوى را حتما به القاى شبهات نميتوان براى هميشه مستور و مكتوم داشت اينك در پيشرفت مقاصد ملى خود قلبا از حى ذو الجلال استعانت جسته و به تمام هموطنان عزيز عموما اطلاع مىدهم كه با مسبب حقيقى كودتا هركس اعتراضى و اشتباهى دارد به خود من مراجعه نموده و چون در ضمن تمام گرفتاريهاى ديگر براى من غير مقدور است كه هرروز در جرايد بمقام رفع شبهات خصوصى برآيم صريحا اخطار ميكنم كه پس از اين بر خلاف ترتيب فوق در هريك از روزنامه‌ها از اين بابت ذكرى بشود بنام مملكت و وجدان آن جريده را توقيف و مدير و نويسندهء آن را هم هركه باشد تسليم مجازات خواهم نمود . وزير جنگ - رضا دويم برج حوت 1300 ( برابر 23 جمادى الثانى 1340 ق ) قدرى در جمله‌هاى اين ابلاغه دقيق شويم . قسمتى از آن راجع به خرابى قشون در ادوار گذشته و از چيزهائى است كه همه مطابق با واقع و همگى اين مطالب را از بن دندان تصديق داشتند . و هيچكس منكر آنها نبود . مخصوصا از اينكه بعنوان و اسم قشون سالى

--> ( 1 ) - مقصود سيد ضياء الدين است .