عبدالله مستوفى
482
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
زير چاق نمودند و عمل رسيدگى بمحاسبات صاحب جمعان سروصورتى گرفت و اين طلسم كه دورهء مشروطه آن را ايجاد كرده بود ، بدست ايشان شكست و كار بجريان افتاد . البته دواير ماليهء ولايات هم وقتى ديدند ، راجع بحسابها و اسناد خرج ارسالى ماه گذشتهء آنها ، در ماه بعد رسيدگى و تذكراتى راجع باقلام يا اسناد خرج آنها داده مىشود ، دست پاى خود را جمعتر كرده و در محاسبات زير دستهاى خود بيشتر دقيق شدند ، و بعد از يكى دو سال تا حدى آن هرجومرج سابق بنظم و ترتيب متمايل شد . ولى البته « با يك گل بهار نمىآمد « 1 » » و بايد ساير ادارات وزارتخانه هم همين قسم دلسوزيها را داشته باشند ، تا كار از هرجهت اصلاح شود . ولى كى به اين فكرها بود و كى گوش به اين حرفها ميداد ؟ رياست كل ادارهء محاسبات كه گذشته از دايرهء رسيدگى بمحاسبات دايرهء بودجه و دائرهء حوالجات را هم تحت ادارهء خود داشت ، در اينوقت با ميرزا محمد على خان فرزين « 2 » بود . تشخيص عايدات اين طرز عمل در بىسررشته كردن ادارهء تشخيص عايدات كه بايد عايدى هر ولايت را تشخيص بدهد بيشتر مؤثر بود . در ادوار قبل از مشروطه ، كتابچههاى دستور العملى كه براى يك ولايت ميفرستادند حاوى جمع و خرج دورهء عمل يكسالهء آن ولايت بشمار ميآمد . جمع اين كتابچه خلاصهاى از جزو جمع كليهء بلوكات آنولايت بود ، كه مبلغ كل عايدى هر بخش و بلوكى در آن نموده شده ، و جمع كل اين اقلام جمع اين دستور العمل ، يا بودجه را تعيين مىكرد . حاكم يا رئيس ماليهاى كه بولايتى ميرفت از روى اين دستور العمل ، از حكام بلوكات قلمرو خود سند مالياتى ميگرفت و ماليات را برطبق اين سند ، از او مطالبه و وصول و ايصال ميكرد و محاسبهء ساليانهء حاكم هم ، برطبق همين دستور العمل ، ريخته ميشد . رسيدگى ساليانه براى اين بود كه ببينند ، طبق بودجه عمل شده و صاحب جمع وجوهى را كه بايد بموجب دستور - العمل ، پرداخته باشد ، پرداخته است يا خير ؟ و ماليات را مطابق آنچه در دستور عمل نوشته شده است ، دريافت داشته يا زياد و كمى در آن به خود اجازه داده است ، ولى در اين دوره نه
--> ( 1 ) - اصل مثل : « با يك گل بهار نمىآيد » است . ( 2 ) - مرحوم فرزين را من سبب شدم كه از رقم نويسى بىمصرف گمرف بادارهء ماليه منتقل شده ، او را برياست ماليهء همدان فرستادم . مرنار و بلژيكيهاى گمرك او را به كارهاى كوچك ادارى مشغول ميكردند و بسنت سنيهء خود كاريكه حل و عقدى داشته باشد به او مراجعه نمينمودند . در رياست ماليهء همدانش توانست هم كفايت خود را بادارهء مركزى نشان بدهد و هم بواسطهء حسن رفتار كارى بكند كه بوكالت همدان بمجلس بيايد . خودش خود را دمكرات معرفى ميكرد ، ولى نيكمردى او با افكار همحزبهايش مناسبتى نداشت . در هرحال زيادتر از اينكه مرد ادارى باشد ، مرد خوب بود و نيكمردى او ، مانع آن بود كه كارى براى خود ، يا ادارهاى كه به او سپرده شده بود انجام دهد . در عين حال بسيار وظيفهشناس و مردمدار بود و بيشتر ترقيات او كه بالاخره بوزارت دربار شاهنشاهى هم رسيد ، بر اثر مردمدارى و موقعشناسى و تواضع و حسن رفتارش بود . براى ارباب رجوع هيچ كارى انجام نميداد ولى هيچكس از محضر او ناراضى برنميگشت . شگرد فرزين در حسن محضرش بود .