عبدالله مستوفى

471

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

قدرى از خودم بنويسم خوانندهء عزيز توجه دارد ، كه اوضاع سياسى سه چهار سالهء اخير ، از 1298 تا 1301 كه از حيث سلسلهء حوادث به آن رسيده‌ام ، و بخصوص گريزهائيكه به زمان حاضر زده‌ام ، مجالى براى اينكه از خود چيزى بنويسم نداده ، و در سيصد چهارصد صفحهء گذشته چيزى از خود ننوشته‌ام . گذشته از اين ، زندگانى منهم ، در اين چند ساله جز زندگى يكنواخت خانه‌نشينى ، چيز مهمى كه درخور ذكر باشد نداشته است . قروض ما ، كه ظاهرا شخصى و باطنا دولتى است ، سر به پانزده بيست هزار تومان گذاشته ؛ و سالى سه چهار هزار تومان ؛ فرع صدى هيجده تا بيست و چهار ، مرتبا بر آن افزوده مىشود . اگر باز هم بتوانم ، اصل طلب خود را يك جا از دولت بگيرم و از يك ثلث آن خود را خلاص كنم ، هم آبى به آتش طلبكارها خواهم ريخت ، و هم ميتوانم اميدوار باشم ، دو ثلث ديگر را با چند سال فشار بزندگى ، از درآمد ملكى بپردازم ولى با اين تغييرات پى در پى كابينه ، و بىپولى عمومى ، و معدهء عميق و سوزان وزارت جنگ ، كه از هرجا پول پيدا شود ، كمش مىآيد ، البته كسى بفكر پرداخت طلب من از دولت نيست . حيثيت شخصى و ادارى و اجتماعى منهم ، البته ، اقتضا ندارد كه شور و واويلا « 1 » راه بيندازم ، و بقول اصفهانيها در دل خود را مثل صحراى مورچه‌خوار « 2 » پيش هروزير تازه رسيده‌اى باز ، و بث الشكوى كنم ، اين است كه چاره‌اى جز صبر و تحمل خسارت ندارم . در اوقات بيكارى ، با چند نفر از رفقا ، از جمله آقاى محمد مظاهر ( استاد دانشگاه امروز ) مشغول ترتيب دادن طرحى براى قانون استخدام كشورى شديم . من ، تا قبل از مسافرت پطرزبورغ ، از چگونگى استخدام كشورى در اروپا زيادتر از آنچه در ضمن درسهاى حقوقى از آن مذاكره مىشود ، اطلاعى نداشتم . در پطرزبورغ ، وضع درجه‌بندى نظامى و كشورى روسيه توجه مرا جلب كرد ، و مطالعاتى در اطراف قوانين دول مختلفهء اروپا ، در زمينهء استخدام كشورى ، نمودم . وقتى بايران مراجعت كردم ، اول دورهء مشروطه كبير ، و موقع براى اين قانون بسيار مناسب بود . اگر در آن روز ، قانونى براى اين كار وضع ميشد ، و استخدام را از لابشرطى خارج ميكرد ، خيلى بساير كارهاى كشورى ، از جمله ترقى فرهنگ ، كمك مينمود و شايد وضع امروز ادارات دولتى ، غير از چيزى ميشد كه امروز سارى و جارى ، و هيچكس هم متوجه معايب آن نيست . ولى ، با هر وزير و وكيلى كه در اطراف اين قانون صحبت داشتم ديدم ، اين آقايان چون عده‌اى نم كرده ، براى

--> ( 1 ) - شور و واويلا راه انداختن كنايه از بث الشكواى پرسروصدا و با صورت حق بجانب است . ( 2 ) - صحراى مورچه‌خوار كه از رشته‌كوههاى دورهء آن بوجود آمده است بواسطهء بعد رشته‌هاى كوه از يكديگر بسيار وسيع است و اصفهانىها در اين تشبيه و كنايهء بامزهء خود بىحق نيستند . من در نظر ندارم كه در مسافرتهاى خود در ميان فلاتچه‌هائيكه هرسه چهار فرسخ يك بار مرد مسافر بيكى از آنها برميخورد فلاتچه‌اى به اين وسعت ديده باشم .