عبدالله مستوفى

462

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

اين اقدامات وجاهت زيادى پيدا كرده بقدرى سردار سپه را در نظر عامه و آخوندان و آخوندمنشان محبوب كرد ، كه مجلسيان را هم كه هيچيك معتقد باينكارها نبودند ، بفكر باز كردن دكان وجاهت ، در بغل دكان سردار سپه ، انداخت و آنها هم از 11 تا 13 محرم به مباشرت ارباب كيخسرو ، و در مجلس ، عزادارى برپا كرد و مثل سردار سپه ، طاقه شال بعلم‌هاى دسته‌هاى محلات بستند ، و بروضه‌خوانها پاكت‌هاى سبك‌وزن سنگين‌قيمت تقديم داشتند و اگر موقع نگذشته بود ، شايد دسته هم راه ميانداختند ! براى اينكه بزنده‌ها و مرده‌ها برنخورد من وارد انتقاد ، در اين تقليد و تأسى نمىشوم . همينقدر ميگويم اگر در سالهاى بعد هم ، كه سردار سپه اينكارها را موقوف كرد اين عزادارى را تكرار ميكردند ، و ظاهر را حفظ مينمودند ، پر بىراه نبود . زيرا مجلس شوراى ملى نمايندهء ملت است و عمل كردن به عادات ملت ، براى آن خيلى زننده نيست . ولى ، چون همهء مردم علت و باعث اصلى اين عمل خير مجلس را مىدانستند دعاى آن را بيشتر بسردار سپه مىكردند و متفكرين حقا اين خرده‌كاريها را از طرف مجلس شوراى ملى ، كه مشحون بسران كشور بوده و بايد پارسنگ وزين قوهء مجريه باشد سبك بجا آوردند . پرستارى بيمار سيد حسن مدرس ، در مجلس دوم به سمت مجتهد طراز اول ، از طرف علماى نجف ، براى نظارت در قوانين موضوعه كه با قانون اساسى و اصول مسلمانى مخالف نشود ، انتخاب و جزو نمايندگان مجلس شد . ولى چون مادهء مربوطهء بلزوم وكيل طراز اول ، در مجلس ، بفشار علماى مستبد حاجى شيخ فضل اللّه ( كيا ) و سيد محمد كاظم يزدى ، بر قانون اساسى تحميل شده بود آزادىطلبان بخصوص دمكراتها ارادتى به آن نداشتند و بدشان نمىآمد كه وسيله‌اى بدست آورند و آن را متروك بگذارند . فوت مرحوم حاجى ميرزا حسين ( خليلى ) و ملا كاظم خراسانى ( كفائى ) علماى مشروطه‌خواه ، كه البته انتخاب مجتهد طراز اول بتصويب آنها بوده و در خلال بعد از مجلس دوم اتفاق افتاده ، موجب شد كه اين ماده هم مانند مواد راجع بتأسيس مجلس سنا ، متروك بماند . بنابراين ، قبل از انتخابات مجلس سوم معلوم بود كه در خصوص مجتهد طراز اول ، مراجعه‌اى بعلماى عتبات نخواهد شد ولى سيد مدرس ، در دو سالهء نمايندگى ، و طراز اول بودن خود ، در مجلس و چند سالهء فترت بقدرى وجاهت تحصيل كرده بود كه در دورهء سوم و چهارم ، از شهر تهران با اكثريت نمايانى ، انتخاب شود ، شايد علماى عتبات هم ، كه از وجود مدرس در مجلس اطمينان حاصل كرده بودند ، پاپى اين عدم مراجعه در انتخاب طراز اول نشده باشند . اسلام ، قيام به كارهاى عمومى مسلمانان را واجب كرده ، بنابراين ، براى هر مسلمان اينكاره‌اى ، قيام بامر مسلمين از واجبات كفائى است . تا كسى براى تصدى آن حاضر نشده است ، بر تمام آنها كه بتوانند اين عمل را عهده كنند ، واجب و همين كه يكى زحمت تقلد كار را به عهده گرفت ، وجوب آن از سايرين مرتفع مىشود . و البته همين كه كارى واجب