عبدالله مستوفى

459

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

با وجود اينها همه ، چون من در عمرم منفىباف نبوده ، و از اين ذميمهء اخلاقى بسيار گريزانم ، راه‌حلى براى جوش خوردن معاملهء نفت ، فكر كرده‌ام . اينهم در صورتى است كه آقايان خيلى علاقه به اين معامله داشته باشند و الا ما اصرارى نداريم و آن داشتن ضامن اجراى معتبر است ، و براى اين‌كه بآقايان برنخورد ، كه ما اضداد سياسى قديمى آنها را ميخواهيم ، ضامن اجراى معاملهء خودمان قرار دهيم ، دولت آمريكا « 1 » را ضامن اجرا مىكنيم كه همانطور كه ، در نفت جنوب ايران ، با انگليسها قرار خريدى داده ، و در حقيقت پيمان شركتى بسته است ، در نفت شمال هم با روسها شريك شود . باز هم به شرط اينكه ما فقط با دولت آمريكا ، طرف حساب باشيم ، زيرا آدم مار گزيده‌اى كه طبعا از ريسمان الجه‌اى ميترسد نبايد بفكر مارگيرى بيفتد ، و خود را مصداق « من جرب المجرب حلت به الندامه » قرار بدهد . اين عقيدهء من بود ، رك‌وراست نوشتم و اگر ملال‌آور نميشد حاضر بودم در اين زمينه از استدلال‌هاى منطقى ، كه همه‌جا با شواهد و رويهء بيست و هفت سالهء گذشتهء آنها ، تطبيق كند ، يك كتاب پر كنم . ولى چون بيش از اين ، قلمفرسائى در اينموضوع از رويهء « شرح زندگانى من » خارج مىشود ، كمر مطلب را همين جا درز ميگيرم و بسال 1300 برگشته و به تشريح بقيهء واقعات كابينهء اول آقاى احمد قوام نخست‌وزير فعلى ميپردازم . خردوريزهاى تاريخى خوانندهء عزيز از جلد اول صفحهء 274 تا 320 به خوبى از وضع قديم تعزيه‌دارى محرم و صفر سابقه داشته ، و ميداند كه در شصت سال قبل ، ادارات دولتى مجلس عزادارى برپا نميكردند . فقط ناصر الدين شاه ، در تكيهء دولتى ، تعزيهء باشكوهى كه بيشتر جنبهء خصوصى و تجمل داشت ، راه مىانداخت . اعيان و شاهزادگان هم ، كه بشاه تأسى ميكردند عزاداريشان ، هيچ وقت عنوان وزارت و صدارت نداشته ، و تماما شخصى بوده است . در دسته‌گردانيها هم ، البته افراد سرباز و قزاق و سوار دولتى ، با لباسهاى نظامى خود در ضمن عامه ، ديده ميشدند كه تك‌تك در اين عزادارى طبقهء سوم شركت مىكردند ولى هيچوقت رسم نبود كه صنوف نظامى دسته راه انداخته و افسران و سركردگان آنها جلو بيفتند و عزادارى كنند . فقط شركت جمعى كه از نوكر دولتى ، در اين عزاداريها و دسته‌گردانىها ديده مىشد ، دستهء موزيك بود كه در تكيه‌ها و جلو دسته‌ها بودند آن هم در حقيقت اسباب كار و چون بدلى نداشت ، از راه رفع حاجت بود ، نه عنوان عزادارى جمعى آنها .

--> ( 1 ) - در آن روزها كه اين قسمت را مينوشتم ، دولت آمريكا خود را ريش‌سفيد اختلافات بين روسها و ساير متفقين كرده بود و مثل امروز نبود كه دولت و ملت آمريكا ، يكه‌تاز ميدان مخالفت با روسها شده‌اند .