عبدالله مستوفى

444

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

من بروزنامه‌هاى خودمان توصيه مىكنم « 1 » كه منبعد ، هروقت از اين قماش بيرويه - كاريها اتفاق بيفتد ، همگى رك و راست با كلماتى كه مناسب با اين بىرويگى باشد اين قماش اعمال را انتقاد كنند . زيرا كاملا اين حق را دارند ، و هيچكس هم حق رنجش ندارد . زيرا اين اعمال توهين بقوانين اساسى ما ، و بىاحترامى به بزرگترين مقامات عاليهء كشور ماست . ما ميخواهيم ، شاه ما شاه مشروطه‌اى باشد ، كه « بدى نتواند بكند » ما مسؤل عمل ميخواهيم ، كه اگر از رؤساى درجهء دوم ما خبط و خطائى سربزند ، بتوانيم آنها را بمحكمه كشيده ، و مجازات عمل آنها را بدهيم . ما ميخواهيم پادشاه ما مثل امروز بكورى چشم آنها كه نميتوانند ديد ، هميشه محبوب و عزيز باشد و با هرچه او را از اين محبوبيت و مقامى كه در دل همه پيدا كرده است دور كند دشمنيم . ما كه هيچوقت در هيچكار داخلى هيچ دولتى مداخله نمىكنيم ، مىخواهيم هيچ دولتى هم به خود اجازه ندهد كه در هيچ يك از شؤن داخلى ما ، ولو تقاضاى خيرخواهانه ( ؟ ) هم باشد مداخله كند . بنابراين سادچيكوف هرقدر هم سفير كبير باشد ، حق چنين رفتارى را نداشته است و من حق داشته‌ام ، اين رويه را فضولى ديپلوماتيكى موسوم كنم . حتى من عقيده دارم ، كه اگر در راديوهاى خارجى ، مال هر دولت كه باشد ، و همچنين ، روزنامه‌هاى آنها ، بخصوص روزنامه‌هائى كه ارگان دولتهاى خود هستند ، نسبت بشؤن داخلى كشور ما ، ياوه‌سرائى بكنند ، فردا شب راديوى ما به همان زبان و فردا صبحش روزنامه‌هاى ما به همان لحن ، كارهاى راجعهء به آن كشور را ، كه خيلى بيشتر از كارهاى كشور ما قابل انتقاد است ، گرفته انتقاد كنند و با معاملهء به مثل ، طرف متعدى را سر جاى خود بنشانند . اگر ما اين كار را نكنيم ، از حقوق حقهء خود صرفنظر كرده‌ايم . زيرا اينها چيزهائى نيست كه بجامعهء ملل مراجعه كنيم ، و بايد اين حق كه نشانهء بارز تساوى تامهء دول است بدست خودمان ، با معاملهء متقابله ، حفظ شود ، تا يكى ، بهوس راه انداختن استعمار ، و ديگرى براى چاق كردن « 2 » بوق كمونيست ، در كشور ما به تبليغات مجعول نپردازند ، و

--> ( 1 ) - اول كسى كه اين توصيهء مرا در همان هفتهء اول انتشار اين جلد از « شرح زندگانى من » به كار بست آقاى ابو القاسم پاينده مدير مجلهء صبا بود كه عين بيانات مرا از صفحهء 452 - 459 در مجلهء مذكور منتشر كرد ، كم‌كم باقى روزنامه‌نگاران هم تأسى كردند و راديو تهران هم دنبال روزنامه‌نگاران را گرفت . دولت هم باحترام افكار عامه جلو تبليغات سفارت را كه از راديو تهران براى ترويج كمونيست ميشد و شمه‌اى از آن در صفحهء مقابل مندرج است گرفت و بيش و كم جوابهائى هم از ادارهء تبليغات دولتى به همان لحن‌هائيكه راديو مسكو برضد ايران ميكرد داده شد . من اين جمله را براى تهران فراموشكار مينويسم كه خدمت مجلهء صبا را در حفظ حيثيت ملى از خاطر نبرند و بدانند كه دولتها هرقدر هم محافظه كار باشند از تبعيت افكار ملت ناگزيرند . هميشه بايد ملت بخواهد تا دولت اقدام كند . ( 2 ) - چاق كردن بمعنى تيمار كردن و حاضر نمودن كار ابزار براى عمل است . نظير : قليان چاق كردن . اما چاق كردن بوق مانند باد ببوق كردن ، كنايه از راه انداختن سروصدا و هياهو براى انجام كار ناروا است .