عبدالله مستوفى

406

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

آنها به عمل آيد ؟ مگر اين آقايان نميدانند كه مداخلهء در امور داخلى يك كشور بخصوص كشوريكه ، ناسلامتى با آن اتحاد هم دارند و اراضى آن كشور را ، بموجب اعلام پيشواى خود ! پل پيروزى و راه نجات كشور خويش از حملهء آلمان معرفى كرده‌اند ، گذشته از قوانين بين المللى ، اخلاقا هم مجاز نيست ؟ از اينها هم كه بگذريم اين رويه مخالف نص همين پيمان اتحاد بر ضد دولت خصم مشترك يعنى آلمانهاى فاشيست هم هست ؟ ! ايران لله نميخواهد استفاده از اوضاع داخلى يك كشور ، بنفع كشور خود چيزى است كه همهء ديپلماتهاى عالم به خود اجازه ميدهند ، حتى ، منهم بدون امر ما فوق و دستور مركز ، چنان كه در جلد دوم « شرح زندگانى من » صفحهء 270 تشريح كرده‌ام ، در ايام اقامت خود در پطرز بورغ باينكار مبادرت نموده‌ام ، ولى اين استفاده بايد هميشه بطور مخفى بوده ، و از حدود همراه كردن قواى معنوى كشور بيگانه بنفع كشور خود تجاوز ننمايد . مخصوصا اگر اين اقدام بر خلاف اكثريت جامعه و يا برضد دولت حاضر باشد ، عمليات خيلى سرى و بىسر و صدا انجام پذيرد ، كه دست خارجى هيچ در آن ديده نشود . دول ديگر هم در ايران بوده ، و حاليه هم هستند كه منافع خاصى كه اكثر بر ضرر جامعه و بر خلاف ميل دولت ما هم هست دارند ، و مسلما كارهائى هم براى نفع كشور خويش ميكنند و بروزنامه‌هائى كه برحسب مسلك و مرام با آنها هم‌آهنگ بوده ، يا آنها را با خود همصدا كرده باشند ، كمكهاى معنوى نموده ، و اگر اين روزنامه‌ها كلاش هم باشند ، شايد از كمك مادى هم دربارهء آنها مضايقه ننمايند ، ولى هيچوقت از اين قماش كارها كه اين آقايان بجا آورده‌اند نكرده و براى انتشار طرز حكومت خود در كشور ديگر ، كاميون و روزنامه به راه نمىاندازند . ولى اين آقايان بوسيله همان توده‌اىها روزنامه‌هائى در اين كشور به راه انداختند كه جز ترويج كمونيسم و وانويس كردن مندرجات روزنامه‌هاى ايزوستيا و پراوداكارى ندارند و از اين مضحك‌تر راديوى مسكو است كه مقالات اين قماش روزنامه‌ها را مثل افكار عمومى ايران منتشر مىكند ، و روزنامه‌هائيكه افكار واقعى ملت را اظهار مينمايد فاشيست و مرتجع ميخواند ! بايد اعتراف كرد ، كه اين گويندهء راديوى مسكو ، خيلى از مرحله پرت است ، و بالاخره بايد ، اين آقا بفهمد كه اين انتشارات بيهوده هيچ اثرى در افكار ملت ندارد . ملت ايران دوست و دشمن و مرتجع و آزادىطلب كشور خويش را خوب ميشناسد لله و قيم هم مخصوصا از ملتى كه معروف به برهء بين المللى است ، و به هر از راه رسيده‌اى تعظيم كرده سر تسليم فرود مىآورد لازم ندارد . بقول آن خانم كمانچه‌كش بمرحوم ميرزا عبد الجواد صفحهء 250 - 251 جلد اول « اگر شما اهل بخيه‌ايد ، شكافهاى خود را هم بياوريد » ملتى كه در هر كوره ده او مردم حافظ خوان و شاهنامه خوان داشته و اوقات بيكارى خود را وقف شنيدن تعليمات اين معلمين عالى مقام بشريت مىكند ، فريب اين ياوه‌گوئىها را نميخورد . اصلا شما چه كاره‌ايد ، و در كارهاى ايران چه محلى از اعراب داريد كه به خود حق ميدهيد در وطن‌پرستى و ارتجاع و آزاديخواهى افراد ملت ما و روزنامه‌هاى ما اظهار