عبدالله مستوفى

390

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

تشر بهم مىزنيد ، هيچ به درد ملت‌هاى شما مىخورد ؟ آيا زياده طلبىهاى پوچ صلح و رسايل ، در 1919 و بعد از جنگ جهانى سابق ، كه رادمردان ( ؟ ) آن روز با اصرار و ابرام در پيمان صلح ، چپاندند و اسباب جنگ اخير را فراهم كردند ، نبايد براى شما بزرگواران درس عبرت شده باشد ، كه در اين پيمان صلحى كه فعلا ميخواهيد منعقد داريد ، شما را از سوداهاى بيمصرف باز دارد ؟ محاكمهء سران و سرلشكران آلمانى مطابق كدام قاعده بود ؟ از سيروس و داريوش شاهنشاهان هخامنشى ايران دو سه هزار سال قبل ، كه با مغلوبين خود بطور انسانيت رفتار كرده ، و دربارهء آنها كمال عزت و احترام را مرعى داشته‌اند ، ميگذريم . البته ، در قرن اتم آن اندازه بزرگ منشى و انسانيت را نبايد ، از مردمان مادى امروز متوقع بود ، لامحاله ميخواستيد ، مثل چنگيز و تيمور مغول هفتصد و پانصد سال قبل ، باشيد و بعد از غلبه ، در ضمن عمل ، دشمنان خود را دست بسر كنيد . اين بساط محاكمه و صدور حكم اعدام ، آن هم بوسيلهء دار ، چه معنى داشت ؟ چرا سابقهء بد در جهان ايجاد مىكنيد ؟ كيست كه بتواند آيندهء جهان را پيش‌بينى كند ؟ آقايان ! عزيزان ! از اين كار خود كه با هيچ قاعده و قانونى مناسبت نداشته است ، اينقدر « شادى نكنيد » كه ممكن است در آينده « بر شما يا اولاد و برادرزادگان شما ، همين ماجرى برود » « 1 » بعد از اين ، مورخين شما هروقت در تاريخ‌نويسى خود ، باسم سلاطين انتقام‌جو ، مانند آقا محمد خان قاجار و تيمور و چنگيز و آتيلا ، و امثال آنها مىرسند ديگر حق ندارند نسبت به آنها اسائهء ادب كنند ، و آنها را سفاك و بىرحم بخوانند . اين كار شما آقايان بىكم و كاست مثل كار آنها است . زيرا سران آلمانى از كشور خود دفاع ميكرده‌اند . « در جنگ هم » بقول معروف « حلوا پخش نمىكنند » ، و هيچ معلوم نيست كه سرلشگران شما ، در حين جنگ ، نظير كارهائى كه شما براى آنها سران آلمانى را محكوم باعدام كرده‌ايد ، مرتكب نشده باشند ؟ منتها بقول آتيلا واى بر مغلوب ! ! در چهل و هفت و هشت سال قبل ، كه من در مدرسهء سياسى ، حقوق بين الملل جنگ ميخواندم ، نظرم مىآيد يكى از اصول آن‌كه تمام دول ، در حين جنگ رعايت ميكردند ، اين بود كه عمليات جنگى را فقط برضد قشون دولت دشمن ، به كار مىبستند و بمال و جان افراد كارى نداشتند ، و به همين جهت در غنيمت جنگ هم فقط اموال دولت را تصرف مينمودند ، و اموال اشخاص متفرقه ، از هرگونه تعرض معاف بوده و براى اين قسمت ، در حين جنگ محاكمى كه به آنها محكمهء غنائم ميگفتند ، برقرار ميكردند كه در موارد اختلاف ، اتباع طرفين جنگنده ؛ كه اموال آنها مال دولت قلم رفته ، و ضبط شده بود ، به اين محاكم رجوع كنند تا اگر تعدى بافراد شده باشد ، رفع شود . من ، در اين قصابى بين المللى اخير ، نشنيدم كه شما از اين محاكم تشكيل كرده باشيد !

--> ( 1 ) - اى دوست بر جنازهء دشمن چو بگذرى * شادى مكن ، كه بر تو همين ماجرى رود .