عبدالله مستوفى

26

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

همراهيهاى سابق شما از حسين فشنگچى ، يكى از اعضاى اين موسسهء ترور و هواخواهيهاى او و رفقايش از شما ، و سنگربندى گلدسته و بام مسجد شاه ، آشكار ، و كانديدا كردن شما همين قاچاق اسكناس دزد را ، براى وكالت شهر تبريز ، داستانى است كه در هر سر بازارى هست » . هرگاه ، پذيرفته شدن يكى از اعضاى اين مؤسسه بمصاهرت « 1 » شما يعنى همان موضوعى كه وسيلهء ، تطميع ميرزا احمد خان استوار نموده ، و او نپذيرفت ، و بيانات محمد سرابى ، درشكه‌چى داماد شما ، و ابو القاسم خان اسپيران در استنطاقات خود ، كه اظهار داشته بودند شما به آنها پول داده ، و آنها را بقتل احمدين مأمور كرده‌ايد و سوزاندن دوسيهء اعضاى اين مؤسسه در نظميه ، و آخر الامر اعدام اين دو نفر در روز برفى ، آن هم نزديك صبح ، بر اين جمله افزوده شود ثبوت اين شايعه خالى از قوت نخواهد بود . راجع بقطاع الطريق‌ها ، منكر نميتوان شد ، كه ماشاء اللّه خان پسر نايب حسين كاشى ، بعنوان رياست قراسورانى راه كاشان و يزد ، ماهى چند هزار تومان از دولت باج ميگرفت و از چپاول و يغما و لفت و ليس هم بدش نميآمد ، ولى مطيع و نوكر دولت بود و هيچ وقت اوامر دولت را ظاهرا و علنا تمرد نميكرد . ما هيچ نميخواهم تحمل 13 سالهء دولت را نسبت بنايب حسين و اشرار كاشان ، كه منشاء فتنه بوده ، و مكتب قطاع الطريقى در مملكت تشكيل داده بودند ، تصديق كنيم ، و اقدام شما را در كندن ريشهء اين فساد واقعا در خور تمجيد ميدانيم ، ولى ميخواهيم بگوئيم : اسلاف شما ، با نداشتن وسائل و ضديت‌هاى داخلى و خارجى ، يكنفر ياغى را نيمه مطيع كردند و شما آن نيمه مطيع را تحت فشار گذارده ، چون راضى باطاعت تام و تمام نشد ، قلع و قمع كرديد و خوب كرديد . باقى قطاع الطريقها ، از قبيل رضاى جوزانى و رجبعلى و جعفر قلى ، كه بعضى از آنها در دورهء خود شما طلوع كرده بودند ، خودتان بايد تصديق داشته باشيد ، كه آنها ريشه و مايه‌اى نداشتند ، و هميشه در هر كابينه ، از اين قبيل راهزنها ، در مملكت يافت شده ، و به زودى هم دفع ميشوند ، نه وجود آنها مانع و مشكلى براى پيشرفت كار است و نه دفع آنها بايد رجز و حماسه‌اى داشته باشد . ميگوئيد : « اغلب ولايات بىحكومت و سرپرست ، و دستخوش غارتگران محل » اغلب ، نه ، بعضى از ولايات كه عدهء آنها از شش تجاوز نميكند ، بىحكومت بود ، اما هيچيك بىسرپرست نبوده ، لامحاله كفيلى داشته‌اند ، و فقط دوتاى آنها ( كردستان و گيلان ) اهميت داشت ، كه ما علل بىحاكم ماندن آنها را ذيلا مينگاريم :

--> ( 1 ) - چنان كه پيش گفتيم اين مصاهرت سرنگرفت .