عبدالله مستوفى

291

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

را از اعلان ساعت مطب خود پر ميكنند . آموزگاران هم ، اگر يك محل بلا متصدى در مركز پيدا شود ، بر سر آن بر مغز هم ميكوبند . بعد از معترضه بارى ، سخن از بيانيه و چگونگى تشكيل كابينهء قوام السلطنه بود . از اينكه اكثريت اعضاى كابينه ، مانند محتشم السلطنه و ممتاز - الدوله و مستشار الدوله و مشار السلطنه ، از محبوسين هستند ، معلوم است كه ميخواهند كارهاى كودتا را تكذيب كنند ، و عمليات اين نود و دو روزه را عملا بد بشمارند . در اين صورت ، نبايد سردار سپه را ، كه ام الاسباب اين اوضاع بوده است ، در اين كابينه باقى گذاشته باشند . در صورتى كه ، باز هم مىبينيم او كماكان وزير جنگ است ، و هيچ‌كس جزئى ايرادى هم بر اين وضع نميگيرد . حتى ، آزاديخواهان دو - آتشه و محبوسين سيد ضياء الدين هم ، چون جديت او را در فراهم كردن وسائل پيشرفت ارتش ديده‌اند ، همگى معتقدند ، كه بايد اين شخص وزير جنگ باشد ، تا به كارهاى قشونى اين كشور سروسامانى بدهد ، و امنيت را در كشور برقرار كند . نيظامو العولما ايستميرخ خانوادهء ديباى امروز ، يكى از دودمانهاى معروف تبريز ، و نظام - العلما رئيس اين خانواده ، خود و پدرش طرف توجه وليعهدها و شاهان دورهء استبداد ، و افراد ايندوده در ، دورهء وليعهدى مظفر الدين شاه ، از اشخاص مبرز دربار وليعهدى ، و بعضى از آنها ، مانند ساعد الملك و علاء الملك و ناظم الدوله ، در سلطنت ناصر الدين شاه هم بمقام سفارت و ايالت و وزارت رسيده بودند ، و نظام العلماهاى رئيس خانواده ، در لباس اهل علم ، از اشخاص عاقل و سياستمدار و مردم‌دار بشمار مىآمده ، در حقيقت ، ترقى اين خاندان مرهون وجههء آنها بوده است . در دورهء مجلس و مشروطهء اول ، و آن انجمن بازيها ، كه خوانندهء عزيز از جلد دوم « شرح زندگانى من » به آن سابقه دارد ، با اينكه هنوز قانون انجمنهاى ايالتى و ولايتى از مجلس شوراى ملى نگذشته بود ، نظر باينكه لايحهء آن را تازه بمجلس برده بودند ، ملت در شهرهاى مركز ايالات و ولايات انجمنهائى از وجوه اهالى ، ولى البته بدون انتخاب و ترتيب ، باسم انجمن ايالتى و ولايتى تشكيل كرده ، و اين انجمنها در كارهاى عمومى نظارت ، يا بهتر گفته شود ، مداخلاتى ميكردند . ولى ، چون قانونى ، كه حدود اين نظارت يا مداخله را تعيين كند ، هنوز وجود نداشت ، انجمنها اكثر تندروى ميكردند ، و تصميمات آنها غالبا مخالف مصالح عمومى حكومتى بود ، و احيانا كشمكش‌هائى هم بين اين دو قوه ايجاد ميشد ، و مناقشه و مشاجره‌هائى بين طرفين در ميگرفت ، اجمالا اين انجمنها ، جز راه انداختن سروصداى زيادى بىثمر ، و جلوگيرى از پيشرفت نفاذ امر حكام و فرمانفرمايان ، نتيجهء مثبتى نميداد . معهذا ، شايد در بعضى موارد ، پاره‌اى زياده‌رويهاى حكام را جلوگيرى ميكرد . مردم سادهء آن روزگار ، با اينكه هيچ مداخله‌اى در انتخاب اعضاى اين انجمنها