عبدالله مستوفى
281
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
اداره كند . منتهى التفاتيكه مالك دربارهء اين عمله بكند ، ساختن سرپناهى است كه در آن شب را بروز آورد كه اگر در ناحيهاى دست و بازو زيادتر از كار باشد . مالك براى همين سرپناه هم ، روزانه كرايهاى مقرر داشته است كه از مزد او كسر مىكند . بر فرض كه عملهء دهات با زور اعتصاب بر مزد خود بتوانند بيفزايند مالك هم بر قيمت اشيائى كه به دكاندار براى فروش بكشاورزان ميدهد ، خواهد افزود . حاجت بذكر نيست كه با اين وضع كشاورزان هم مثل عملهء كارخانه « شكم تله مهمان خدا هستند « 1 » هرچه مزد بگيرند همان است كه در كاباره و قهوهخانه و دكان اغذيه فروشى مالك خرج كنند و هيچوقت خانه و زندگى و سروسامانى ندارند . تا چه رسد بزن و فرزند . مردم و دولتهاى اروپا ، در مقابل اين وضع ناهنجار ، ناگزير شدند فكرهائى براى بهبودى زندگانى كشاورزان بكنند يكى از راهها خريدارى ملك از مالكين و فروش آن بافراد رعيت است كه از آن به تقسيم اراضى ، بين كشاورزان تعبير مىشود . در هر كشورى از كشورهاى زراعتى اروپا ، به طرز خاصى آن را عملى كردهاند . اتحاديهء كارگران كشاورزان و تأسيس صندوق تعاون و تشكيل شركت تعاونى مصرف و تمام بندوبساطها ، براى همين ناهنجارى زندگى عملهء كشاورزى است . سروصداى اين اصلاحات كشاورزى اروپا كمكم بروسيه هم رسيد . ولى كشاورزان روسيه در آنوقت هم مثل امروز ، سادهتر و مطيعتر از آن بودند كه بتوانند در مقابل مالكين كه اكثر از نجبا و عمال دولت بودند ، كار مؤثرى در بهبودى اوضاع خود پيش برند . تقسيم اراضى هم در اين كشور پهناور بواسطهء همان نفوذى كه ملاكين در امور دولتى داشتند ، پيشرفتى نكرده ، و از مقام آرزو و مرام به عمل و نتيجه نرسيد و كشاورزان روسيه از كليهء بهبوديهائى كه در ساير جاها براى كشاورزان حاصل شده بود محروم ماندند ، تا جنگهاى بين الملل گذشته پيش آمد ، و رژيم تزارى جاى خود را بكمونيسم سپرد . يكى از اسرار توفيق يافتن بالشويكها ، به برهم زدن تزاريسم و رواج كمونيسم ، همين اوضاع ناهنجار كشاورزان روسيه بود . بالشويكها در به دو امر مالكيت مالكين را ملغى كرده ، و رعاياى آنها را در اراضى مزروعىشان مالك شناختند ، و بدست رعايا مالكين را از بين بردند ، ولى ، خودشان « 2 » عاقبت گرگ آنها شده ، و تمام اراضى و املاك
--> ( 1 ) - شكم تله - در دهات اتفاق مىافتد كه نوكر را بدون مواجب در مقابل خوراك و پوشاك استخدام ميكنند علت اين بىمواجبى بيكارگى و بىكفايتى نوكر يا زيادى عرضه و كمى تقاضا است اين طرز استخدام را شكم تله ميگويند . « شكم تله مهمان خدا بودن » نظير : « سرش از مازو بزرگتر نشدن » كنايه از پسانداز نداشتن و بىسرمايه و اثاث و بطور خودرو زندگى كردن است . ( 2 ) - شنيدم گوسفندى را بزرگى * رهانيد از دهان چنگ گرگى شبانگه كارد بر حلقش بماليد * روان گوسفند از وى بناليد كه از چنگال گرگم در ربودى * چو ديدم عاقبت ، گرگم تو بودى گلستان سعدى