عبدالله مستوفى
279
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
و تقدم مصارف قشونى بر ساير مصارف ، و ديگرى تجديدنظر و اصلاح سهم مالك و رعيت است . موضوع اولى هميشه در اين 25 ساله طرف رعايت بوده ، اما دومى همان است كه بعد از 25 سال هنوز هم به جائى نرسيده و سبب هم مشكلى طرز عمل است . بيان اين مدعى بخصوص اين روزها توضيحى لازم دارد كه از خوانندهء عزيز اجازه ميخواهم بايراد آن بپردازم . افزايش سهميهء رعيت يا توضيح زيادتر در يكى از موضوعات جلد دوم چنان كه در جلد دوم « شرح زندگانى من » تحت عنوان « يك نفر روس سرخ » صفحهء 368 مختصرا تذكر دادهام ، در ايران معاملهء مالك و رعيت معاملهء دو نفر شريك ، و شركت آنها شركت سرمايه و كار و كار ابزار و بهترين اسلوب براى جلوگيرى از استثمار بيقاعده و غير معتدل سرمايه از بازوست و تصور نميكنم بر اصل اين اساس ايرادى بتوان گرفت . رعيت ايران مثل رعيت اروپا مزدور نيست كه هرروزه بر اثر ترقى و تنزل قيمت زندگى كه بناگزير از ترقى و تنزل قيمت محصول زراعتى پديد مىآيد ، بين او و مالك در سر كمى و زيادى مزد و ساعت كار اختلاف توليد و در نتيجه كارهاى كشاورزى گرفتار اعتصاب و تعويق و تعطيل شود . بلكه در ايران رعيت شريك مالك است و هريك از دو شريك ، اعم از ارزان يا گران از عين محصول « به قدر الحصه » برخوردارند ، و چون محصولات زراعتى هم اكثر طرف حاجت خود رعيت است و سهم خود را از فرآوردههاى مزرعهء خود به خانه ميبرد ، و حاجتى به فروش آن بادارهء مباشرت مالك ندارد ، از استفادههاى نامشروعى كه ممكن است در پارهاى از اوقات در خريد و فروش بارباب يا مباشر او اتفاق بيفتد ، كاملا مصون و محفوظ مىباشد . در فروش ترهبار هم كه سهم رعيت زيادتر از مصرفش است ، چون ارباب هم مثل او زيادتر از مصرف شخصى سهم ميبرد ، هر دو شريك محصول را ببازار ميفرستند و حاصل قيمت را بعد از كسر كردن مصارف ، حملونقل ، بدون هيچ تعدى و تجاوز تسهيم ميكنند . بقدرى قواعد اين شركت و تسهيم محكم و تفتيشهاى دو جانبه در آن برقرار است ، كه هيچيك از دو طرف ، ولو خيلى هم متعدى باشد ، نميتواند حبه و دينارى بر ضرر طرف ديگر به سمت خود بكشاند . وجود اين شركت بين مالك و رعيت ، محسنات مادى و معنوى زيادى دارد كه قابل دقت است . يكى از آنها كه بازدياد ثروت ملى هم كمك فراوانى مىكند اين است كه رعيت چون با مالك در عين محصول شريك است و عمل هم كه روح و جان زراعت است در دست اوست تا بتواند در ازدياد محصول سعى و مجاهدت مىكند . بنابراين نتيجهء عملش زيادتر از مزدورى خواهد شد كه شركتى ، و بنابراين حقى از محصول نداشته و آنچه عمل ميآورد بايد بمباشر مالك تسليم نمايد . رعيت ايران ، همين قدر كه فهم عادى داشته باشد هيچوقت از بذر و كار نمىدزدد و در حفظ حاصل سرپا و آبيارى بموقع و جمعآورى دقيق منتهاى جد و جهد را به عمل ميآورد يا بعبارت سادهتر ، در كاشت و داشت و برداشت نظر بشركتى كه