عبدالله مستوفى

277

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

خوانندهء عزيز توجه دارد ، كه منشىگرى صدراعظم ، در اين ايام هم ، مثل سابق ، زيبائى خط و انشاء و امانت و صحت و پشت‌كار و هوش و فراستى لازم داشت ، كه در همه كس يافت نمىشد . زيرا ، هنوز هم ، نوشتن نامه ، بطور مرتجل و بدون پيش‌نويس و قلم‌خوردگى ، از لوازم كار بشمار مىآمد ، و عهده كردن اين كار ، آن هم زير دست نويسندهء دقيق و صاحب خطى ، مانند امين الدوله ، « كار هر بافنده و حلاج » نبود ، و آقاى دبير حضور تمام مزاياى اين شغل را ، از زيبائى خط و انشاء مرتجل و امانت و پشت‌كار ، حائز بود . « 1 » چنان كه ، همين مزايا و سابقه ، براى دفعهء دوم ، در 1322 ، و در صدارت عين الدوله آقاى دبير حضور را ، بار ديگر ، بمنشىگرى صدراعظم طلبيد ، و در پطرز بورغ ، او را ، با همين سمت ، ملتزم ركاب مظفر الدين شاه ديديم . ولى بعد از اين مسافرت ، لقب دبير حضور را ، بوزير حضور ، تغيير داد ، و بعد از چندى ، در دورهء مجلس و مشروطهء اول ، كه القاب وزيردار را ، براى احترام مقام وزارت ، منسوخ كردند ، و نريمان خان قوام السلطنه ، وزير مختار اطريش هم بدرود زندگى گفته بود ، آقاى وزير حضور بر آن شد ، كه با تغيير مضاف اليه ، لقب جد و جد اعلى را ، با گرفتن اين لقب ، زنده كند ، و قوام السلطنه شد . و بعدها ، در سلطنت پهلوى ، كه القاب منسوخ گرديد ، نام قوام را نام خانوادگى خود قرار داد ، تا از ميرزا محمد تقى جد اعلى و ميرزا محمد جدش هم نامى باقى گذاشته باشد . در مجلس اول ، البته منشى مخصوص صدراعظم مستبدى مثل عين الدوله كه فشارهاى استبدادى او موجب تغيير اوضاع شده بود ، نبايد بكارى برسد . ولى بعد از استبداد صغير در دورهء مجلس دوم بمعاونت وزارت جنگ و داخلهء مجددا وارد خدمت شده و در ايام فترت شش سالهء بين مجلس دوم و سوم ، چندين بار بوزارت ماليه و داخله و جنگ نايل آمده ، و بالاخره والى خراسان گرديد . و چنان كه ديديم در سيزدهم فروردين 1300 شمسى ، بحبس سيد ضياء الدين افتاد و در اين تاريخ 8 جوزاى 1300 بعد از تحمل پنجاه و پنج روز حبس سيد ضياء الدين براى اولين دفعه رئيس الوزراء شد . براى اينكه سرگذشت جناب آقاى احمد قوام را كامل كرده باشم از خوانندهء عزيز اجازه ميخواهم ، از سلسلهء حوادث جلو بيفتم . اين اولين رياست وزراى ايشان تا اواخر جدى 1300 طول كشيد . بعد مشير الدوله رئيس الوزرا شد . كابينهء مشير الدوله بيش از چهار ماه و نيم دوام نياورد ، و مجددا قوام السلطنه در 21 جوزاى 1301 مقام رياست وزراء را حائز گرديد و تا پنجم دلو همين سال باينكار مشغول بود و در اينوقت مستعفى شد . بعد از اين تاريخ چند ماهى مستوفى الممالك و چندى هم مشير الدوله رئيس الوزراء شدند . سپس نوبت رياست وزراء بسردار سپه رسيد و اين كار نردبان سلطنت او گشته و آقاى احمد قوام

--> ( 1 ) - بعد از اين تاريخ در زمان ايالت شعاع السلطنه ، پسر مظفر الدينشاه كه پدرش معتمد - السلطنه كه به پيشكارى فارس و همراه شاهزاده بود آقاى دبير حضور هم همراه و منشى خاص شعاع السلطنه شد .