عبدالله مستوفى

275

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

خود را راضى نشان نميدادند ، ملت از جديت و پشت‌كار و هوش و فراست ، و وطن‌پرستى و ساير مزاياى او استفادهء خود را ميكرد ، و از كج‌رويهاى او ، در اخذ و طمع و حملهء بديانت ، بوسيلهء همين انتقادها ، در امان ميماند ، و پهلوى ، بقول رفيق شاعر من ( صفحهء 253 از همين جلد ) بهترين پادشاهان ايران ميشد . ولى چه بايد كرد ؟ اكثريت قريب باتفاق حول‌وحوش و عمال و كاركنان او ، نه همين در حملهء او بديانت غرغر نميكردند بلكه ، خوشوقت هم بودند ، كه دارد اين « آخوندبازيها ! » از بين ميرود ، و در طمع ورزىهاى او هم ، از راه دولتخواهى ، ( ؟ ) راه را براى او هموار كرده ، قانونهاى عجيب بمجلس ميبردند ، وكلا هم ، كه از همان قماش آنها بودند ، هر رطب و يا بسى جلوشان ميريختند ميخوردند ، و هرچه بمجلس ميرفت ، بىچون و چرا تصويب ميشد ، و چنان كه در جاى ديگر هم نوشته‌ام ، « كيست كه ، با توانائى و نداشتن رادع تمام اعمال و افعالش نيكو و مستحسن باشد . » در جستجوى رئيس الوزراء بارى ، سخن از تصادف روز سوم جوزا و تاريخ سقوط سيد ضياء الدين با هفدهم رمضان بود . در اين روز همين كه مردم ، نزديك ظهر ، از خواب برخاستند ، و از خانه‌ها بيرون آمدند ، شنيدند : كه سيد ضياء الدين ساقط ، و در حال حاضر ، چندين فرسخ هم از تهران دور شده است . آن روز و آنشب گذشت . فردا به هيجدهم رمضان و شب احياء ، برخوردند . اين تصادف ، سبب شد كه ، تا روز 22 رمضان ، تعيين رئيس الوزراى جديد بتأخير افتد ، و وقت بيشترى ، براى فكر كردن در اطراف شخصيت او ، داشته باشند . معروف شد ، كه شاه بمشير الدوله و مستوفى الممالك تكليف نموده ، و آنها از قبول اين مقام استنكاف كرده‌اند . محتمل است كه اين شهرت بىاصل نبوده است . نميتوان گفت : كه سبب عدم قبول آنها پيش‌بينى زياده‌رويهاى سردار سپه بوده است ، زيرا ، در اين وقت ، سردار سپه جز اطاعت محض از امر شاه و اشتغال شبانه‌روزى به زياد كردن نظم و انضباط در افراد و افسران قزاق ، و گرفتن عدهء جديد ، هيچ داعيه‌اى از خود نشان نميداد ، و تمام همش مصروف آن بود ، كه وجود خود را ، از راه خدمت بدولت ، براى تشكيل قوهء كافى ، ناگزير جلوه بدهد . پس بايد گفت : كه اين عدم قبول از طرف اين دو مرد شريف براى آن بوده است ، كه بشاه ، و بخصوص بانگليس‌ها ، عدم رضايت خود را ، از وقايع سه ماههء اخير ، ظاهر سازند . معروف شد . كه مشار الملك هم ، كه از چند ماه پيش وزير دربار شده بود ، خواب رياست وزراء مىبيند ، و براى حصول اين منظور ، اقداماتى مىكند ، و اين سر و آنسر ميدود . رياست وزراى قوام السلطنه و حسب و نسب او روز هشتم جوزا ، ( 22 رمضان ) . دستخط رياست وزراى قوام السلطنه ، جناب آقاى احمد قوام نخست وزير فعلى ، صادر ، و او را از محبس ، براى تكيه زدن بمقام رياست وزراء ، طلبيدند و مصراع معروف ، عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد ! « 1 » مصداق پيدا كرد .

--> ( 1 ) - خمير مايهء دكان شيشه‌گر سنگ است * عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد . صائب