عبدالله مستوفى
20
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
اين موقع را براى اينكه احترامات فائقهء خود را به حضرت اشرف تقديم نمايم مغتنم مىشمارم « 1 » . ( پ . ز . كاكس ) آقاى رئيس الوزراء بعد از مقدمه ميفرمايند : « براى مقايسهء وضعيات قبل از زمامدارى خود ، با امروز و بيان كل حقايق ، فرصت و مجالى وسيعتر و تسويد اوراقى بيشتر لازم است ، و بعلاوه مايل نيستم خاطر هموطنان عزيزم را از شركت در تمام تأسفات و معاينات تأسفانگيز خود ، ملول سازم . پس قسمتى از حقايق ناگفتنى را به تشريح تاريخ ، و تفرس افكار دقيق هموطنان حوالت نموده ، فقط رؤس مسائل را يادآور ميشوم » شك نيست اگر ميخواستيد تمام جزئيات دورهء زمامدارى خود را بنگاريد ، بيش از اينها كاغذ سياه ميكرديد و خاطر مردم اين مملكت را بيش از اين رنجه ميساختيد ، زيرا امروز عموم مردم ، به تمام پيشآمدهاى خوشى كه روزگارى براى اين مملكت تدارك ديده بود و بسعى شما از دست رفت ، واقف نيستند . چه بسيار حقايق و وقايع هست كه مسلما اگر ناگفته بماند صرفهء آن براى شما زياد است ، از آن جمله : يكى شرح دوسيهء مذاكرهء نمايندگان ايران در كنفرانس صلح ، و ديگرى مذاكرات سريهء شما با سفارت انگليس ، و تضمينات شخصيهاى است كه براى خود تحصيل كردهايد . ولى همانطور كه خودتان نوشتهايد ، هم حالا افكار عمومى آن حقايق ناگفتنى را تفرس مىكند و هم در آتيه تاريخ جزئيات آن را ثبت خواهد كرد ، و آن روز است كه شما مقامى را كه بايد و شايد ، نه تنها در نزد مردم ايران ، بلكه در نزد تمام ملل عالم احراز خواهيد كرد . شايد تصور كردهايد كه ايران چيز ديگرى هم داشته است ، كه شما بانگليسها نبخشيده باشيد ، و از اينراه متأثر هستيد ، ولى ما محض بيرون آوردن شما از اين تصور و تأثر ، و ادخال سرور در قلب مؤمن ميگوئيم : عبث تشويق نكنيد ، همين اندازه خدمتى كه بانگليسها كردهايد ، آنها را مالك همه چيز ايرانيان نموده و ميتوانيد مطمئن باشيد كه بقول روزنامهء مضحكه منطبعه پاريس مملكت ايران را بپنجاه سانتيم ( يك عباسى « 2 » ) بانگليسها فروختهايد « 3 »
--> ( 1 ) - اين قرارداد و مراسلهء ضميمهء آن مسلما از انگليسى ترجمه شده و اصل آن بنا بگفتهء لرد گرزن به شرحى كه بعد از اين خوانندهء عزيز در همين قسمت از همين جلد ملاحظه خواهد فرمود كلمه به كلمه انشاء آن مرحوم و ترجمهء آن بوسيلهء يكى از انگليسىهاى فارسىدان سفارت آن دولت به عمل آمده است . زيرا با اينكه براى آشنايان بزبانهاى اروپائى معنى آن بىنقص است در سياق جملههاى فارسى آن ضعف تأليف و جملهبندى به طرز زبان اروپايى زياد است كه هيچ مترجم ايرانى راضى نميشود چنين ترجمهاى از زير دست او بيرون بيايد . ( 2 ) - فرانك در آنوقت به پول ايران دو عباسى قيمت داشته است ( 3 ) - روزنامهء فيگارو نوشته بود شاه پنجاه سانتيمترى كشور خود را به پنجاه سانتيم بانگليسها فروخت .