عبدالله مستوفى
254
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بديوان وفا حرفى نمانده * ز بعد الف ، الف قدم ، كجائى ؟ اين شخص محترم ، براى تمام كارهاى پهلوى ، حتى بديهاى غير قابل انكار شخصى و پادشاهى او هم توجيهائى مىكند و چون شاعر و فاضل و دانشمند است و مطلب را خوب ميتواند بپروراند ، اظهاراتش بيراه هم به نظر نميآيد . شايد اين اندازه غلو هم در خوبى پهلوى ، مثل بدگوئىهائى كه از او ميكنند خيلى سزاوار نباشد . در آينده كه بدورهء سلطنت او برسم ، البته موقع گير مىآورم كه از كليات اخلاق و عمليات اين پادشاه بقدريكه با « شرح زندگانى من » متناسب باشد بنگارم و حقايق را البته برحسب عقيدهء خود ، روشن نمايم . حالا بهبينيم سيد ضياء در خارج از پاىتخت چه كارهائى صورت داده است . اقدامات سيد ضياء الدين در ولايات سيد ضياء الدين دستخط رياست وزراء و بيانيهء خود را با تلگراف به تمام ايالات و ولايات مخابره كرد ، و بحكام و والىها امر داد كه عين آن را بوسائل مختلفه در كليهء مراكز قلمرو خود منتشر كنند . در ولايات ، حاكمى كه با منويات او مخالفت كند ، نبود بالاختصاص كه حكام بعضى از ولايات نزديك بپاى تخت ، مانند سمنان و قزوين و قم را بواسطهء پارهاى ديرشنويهاى آنها كه تصور ميكرد عمدى است بلافاصله عوض كرده ؛ و بجاى حكام قلمى ، حاكم نظامى گماشته ، و تكليف باقى حكام را به آنها حالى كرده بود . ولى كار ايالات به اين آسانى نبود ، و البته والىها زيربار او آن هم با آنهمه اشتلم ، و اطالهء لسانى كه بر عليهء اشراف كرده بود ، نميرفتند . از جمله مصدق - السلطنه والى فارس بود . آقاى مصدق السلطنه جناب آقاى دكتر محمد مصدق ، مدتى قبل از اينها ، باروپا مسافرت كرده بود . مشير الدوله ، در كابينهء خود ، او را به سمت وزارت عدليه تعيين ، و با تلگراف از اروپا احضارش كرد . او هم بلافاصله عازم ايران شده ، به بوشهر و از آنجا بشيراز آمد . حكومت فارس دو سالى بود با فرمانفرما بود . و اين شاهزاده ، با زرنگى خود بدون اينكه سند رسمى بدست انگليسها بدهد ، در پيشرفت كار پليس جنوب بذل مساعى ميكرد . البته اين وضع با سياست منفى دو طرفهء مشير الدوله منافى ، و به همين جهت ، شاهزاده را احضار كرد ، و اين در موقعى بود كه دكتر مصدق كه براى اشغال پست وزارت خود به تهران مىآمد بشيراز رسيده بود . وجوه اهالى و سرجنبانهاى شيراز از دولت خواستند كه آقاى مصدق السلطنه والى فارس شود . مشير الدوله هم به اين تقاضا جواب مساعد داد . از اواسط تابستان گذشته ، اين خواهرزاده ، بجاى فرمانفرما دائى خود ، والى فارس بود . مصدق السلطنه بقيهء حاشيهء صفحهء قبل
--> به شهر برميگردند غريب بيرون كنش ناميدهاند . نميدانم اين دو بيتى كه در آن از الاله ذكرى رفته است مال باباطاهر است يا از او تقليد كردهاند : الالهء كوهساران هفتهاى بى * وفاى گلعذاران هفتهاى بى رويد از باغبان گل بپرسيد * كه گل در مرغزاران هفتهاى بى