عبدالله مستوفى
245
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
اگرچه ، ميتوان احتمال داد كه مقصود شاه سابق از خرابى يك محله ، و تبديل آن به زمين بياض ، نه براى حاجت شهر ، بلكه براى اين بوده است كه مردم در قسمتهاى بهترى در شمال شهر مسكنهاى جديدى بسازند ، و از چهارچوب زندگى محصور در خانههاى كذائى اين محله كه از قديمترين محلات سابق شهر بوده است ، بيرون بيايند ، ولى بايد گفت اگر هم اين منظور را داشته است ، ميبايد قيمت زيادترى بمالكين داده باشد ، كه بتوانند ، لامحاله زمين بياض براى خانهء تازهاى كه مىبايد بسازند فكر كنند . بعقيدهء من در هر عملى كه انسان مىكند آنچه هواى نفس در آن بيشتر مداخله داشته باشد ، گرفتارى عكس العمل آن هم زيادتر است ، و زبالهدان شدن اين اراضى كه حتى بلديهء بعد از رضا شاه ، سيبزمينى هم در آن نتوانسته است بكارد براى هوا و هوسى است كه در خرابى آن به كار رفته است . اين زمين بايد چند سالى عقوبت بىاعتدالى را كه در تغيير شكل آن به عمل آمده است ، تحمل كند تا لايق ساختمانهاى بهترى شود . تعدى به آب مردم خشكاندن باغات و بىآب گذاشتن اراضى مردم ، براى آبيارى سعدآباد ، و خيابان پهلوى هم از كارهائى است كه چون فكر اخاذى از آن ظاهر و هويداست ، كار خوبى نبوده ، و مخالف حيثيت سلطنت بوده است . و عكس العمل آن فعلا در درختهاى خيابان پهلوى شميران پيدا شده ، و دارد خشك مىشود . ولى بعقيدهء من ، قسمت مهم اين عكس العمل از عدم مواظبت شهردارى و بالاختصاص تسمهكشى رفتگرها از گرده درختهاست . و الا چنار ، همينكه ريشه بند كرد ، آب زيادى نمىخواهد ، و با سالى دو سه آب كه در تابستان گيرش بيايد ، زنده و برومند ميماند . رضا شاه استخر بزرگى كه در اراضى باير شرق خيابان پهلوى ، بين محموديهء تجريش ، پىكنى كرده ، و از 20 شهريور 1320 كار نيمه تمام مانده است براى آبيارى همين خيابان بوده است . شهردارى بايد آن استخر را تمام كند ، تا بهانهء رفتگرها ، براى هيزم كردن چنارهاى اين خيابان زيبا از بين برود . زيرا هريك از اين درختها خشك شود ، عمل آوردن عوض آن شاه دقيق فعالى مثل رضا شاه ، لازم دارد كه جايش خالى است . خرابى خانهها اما خرابىهائى كه ، براى توسيع و ايجاد خيابانها به عمل آمده هيچيك ، چيز مهمى نبوده است . فرض بگيريم خانهء فلان بيوهزن بىكس و كار ، كلا يا بعضا گرفتار خرابى شده باشد . مالك خانهء عقبى ، كه ملكش جلو خيابان عريض جديد واقع شده ، مكلف بوده است خسارت خانم را بپردازد ؛ و يا قسمتى كه از خانه باقى ميمانده ، بواسطهء وقوع در خيابان اسفالتكارى عريض قيمتش چندين برابر ميشده ، و در هرحال تلافى خسارات او مع شيئى زايد بيرون ميآمده ، و اين عمليات با پادرميانى شهردارى هميشه مجرى ميگشته است . پس از اين راهها خسارتى به كسى وارد نشده ، و همگى به حق خود رسيدهاند و قبح تعدى و غضب را رضايت بعدى مالك پوشانده است . چنان كه من ، جز در روزهاى اول اين خرابيها ، كه طبعا