عبدالله مستوفى

243

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

هيچكس خانهء جديد با خشت و گل نميسازد ، و حداقل مصالح ساختمان‌هاى امروزه آجر و گچ شده ، و كمتر بناى تازه‌اى است كه بام آن كاهگلى باشد . در داخل ابنيه هم ، لوله كشى آب و برق از لوازم زندگى و تمام اين بهبوديها در زندگانى شخصى مرهون همين اقدامات شاه سابق است . تبعيت ولايات از مركز اين اسلوب شهردارى و شهرسازى و خيابان‌هاى وسيع اسفالتى و ساختمانهاى عالى ، از پايتخت بشهرها و قصبات اين كشور هم رسيد . شهردارىهاى شهرهاى ديگر هم ، از پولهائى كه از عوارض بارهاى واردى به شهر ميگرفتند ، بخصوص از سال هزار و سيصد و شانزده شمسى ، كه عوارض ضعف سابق شده بود در همه جا بناهاى عالى براى شهردارى و فرماندارى و استاندارى و خيابان‌هاى وسيع اسفالتى ، يا لامحاله شوسه ساختند ، و كوچه‌ها را سنگفرش كردند . خيابانها و كوچه‌ها بوسيلهء عمال شهردارى ، در همه‌جا تنظيف و روشنائى پيدا كرد . پنجاه شصت فقره از اين ابنيه ، فقط در مدت سه سال استاندارى من در آذربايجان شرقى و غربى ساخته و پرداخته شد . مريضخانهء سقز و مراغه و رضائيه ، و اتمام عمارت شهردارى تبريز و باغ عمارت مسكونى استاندار در رضائيه ، از آن جمله است . حتى بانه و سردشت و تكاب ( تيكان‌تپه ) و شاهين‌دژ ( صائين قلعه ) و مهاباد ( ساوجبلاغ مكرى ) هم از توسيع خيابان و ساختمان‌هاى جديد بىبهره نماند ، و هر سال در حدود نصف عايدى شهرها و قصبات به مصرف ساختمانهاى جديد عام المنفعه ، از قبيل بيمارستان و پرورشگاه ايتام و مسكين خانه ميرسيد . در موقعى كه باينقسمت از « شرح زندگانى من » برسم ، باز هم موقع پيدا خواهم كرد كه از كارهائى كه در آذربايجان كرده‌ام ، شرح لازم بنگارم . درختكارى ديگر از كارهاى خوب شهرداريهاى دورهء رضا شاه درختكارى خيابانها است . خيابانهاى قديم عرض و طول و پياده و سواره روى نداشت ، كه در آنها درختى كاشته شود . برفرض اگر خيابانى مثل خيابان دروازهء دوشان‌تپه ، ( ژالهء امروز ) و اميريه ، نسبتة عريض هم بود آبى نبود كه منظما بدرختى بدهند . برفرض آنكه پاره‌اى از صاحبخانه‌ها عنايتى مبذول ميداشتند و درختى ميكاشتند شاگرد خركدارها كه براى راندن خرهاى خود حاجت بچوبدستى داشتند ، يا بچه‌هاى ولگرد كه ميخواستند اسب چوبى سوار شوند ، نهالهاى كاشتهء صاحبخانه را نميگذاشتند بزرگ شود . برفرض اينكه از صد تا صاحبخانه ، يكى بدرخت - كارى در حريم خانهء خود اقدام ميكرد و از صد تا درخت كاشته او يكى سايه افكن ميشد ، تازه گرفتار تطاول و تعدى سپورهاى دورهء مشروطه ميگرديد ، كه تسمه از گرده آنها كشيده درخت‌هاى سايه افكن را به هيزم تبديل ميكردند . رضا شاه پهلوى عنايت خاصى بدرخت كارى داشت . هر سال در فصل بهار بلديه مكلف بود آنچه از درختهاى كاشتهء سال قبل ، بواسطهء بىتوجهى رفتگرها خشك شده بود ، واكاريزند و سالى نبود كه دو سه تا از خيابانهاى عقب مانده ، يا جديد الاحداث ، درختكارى