عبدالله مستوفى

16

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

دولت ، بواسطهء كشمكش‌ها و بىنظمىهاى داخلى ، و نتايج جنگ بين المللى ، و قحطى ، و امراض ، و عوامل مهلكهء ديگر بدرجهء صفر رسيده بود . عايدات گمركى ، بواسطهء عدم امكان مبادلات تجارتى از ميان رفته ، تهيهء اسلحه و مهمات ، براى تنظيمات و تجديد قواى تامينيه غير مقدور بود . براى شروع بهر اصلاح و استفاده از هر وضع و علاج هر خطرى مراجعه بسرمايهء خارجى وسيله و شرط منحصر به نظر ميآيد . تبديل سياست دنيا ، در نتيجهء جنگ بين المللى ، و طرح خطوط و نقوش اصليه در نقشهء جغرافياى عالم « مخصوصا پس از انقلاب و تشنج عظيم روسيه » و سعى و تلاش هريك از قطعات مجاور مملكت ، براى تقويت و نيرومندى خويش ، و اتصال آنها بدول قويتر و نيرومندتر ، در هر لحظه درس جديد و تنبيه تازه‌اى بود كه بايد در تقويت مملكت كوشيد ، و مزاج مملكت را براى مقابله با وضعيات و مشكلات محتمل الوقوع آتيه حاضر و مهيا كرد . بالجمله ، بطورى كه در فوق ذكر شد ، احتياج مملكت از حيث توسل بكمكهاى فنى و مالى خارجه محل شبهه و ترديد نبود . سخن در اين‌جا بود ، كه اين كمك‌هاى فنى و مالى ضرورى از كدام منبع خارجى تحصيل شود ، كه شرايط اصلى ، ممكن بودن و عملى بودن ، را دارا بوده ، موفقيت آن با استقلال مملكت نيز مشكوك نباشد . در اين باب عقايد ، مخصوصا از نقطه‌نظر احساسات ، متفاوت بود ، و طرق مختلفى براى مشى سياسى دولت ترسيم ميشد . ولى ، بواسطهء دور بودن از محيط حقيقى سياست ، و عجز از تميز وضعيات ، يا ملاحظه در اظهار عقيده ، جنبهء امكان اجراء و قابليت عمل در آنها كمتر رعايت ميگرديد . هيئت دولت ، كه مسؤل مقدورات مملكت بوده ، مجبور بود نظر خود را بحقايق و واقعيات محدود كرده ، از احساسات و اوهام تحقق ناپذير دورى جسته ، متعاقب تجربيات ده ساله و تشبث به تمام وسايل متصوره و بالاخره ، عقيم ماندن نقشه‌هاى احساس ، و نتايج وخيمى كه از آن حاصل گرديده ، غير از خرد و دانش هادى ديگر براى خود نپذيرد . در نتيجهء اين افكار ، هيئت دولت مطالعات زيادى در اطراف قضيه نموده ، و تمام طرق را در تحت‌نظر و تفكر درآورده ، در نتيجه معتقد به اين عقيده شد ، كه مراجعه و توسل بمتخصصين از ملل مختلفه ، براى مصالح دولت و مملكت عملى نبود . زيرا ، علاوه بر احتمال وقوع رقابت‌هاى ملى و نژادى ما بين آنان ، كه براى پيشرفت اصلاحات مضر ، و نتايج سوء آن متوجه ما ميگرديد ، هيچيك از ملل را در تمهيد وسائل سعادت مملكت ، طورى ذيعلاقه و ذينفع نميكرد ، كه مساعدتهاى مهمى براى ترقيات فورى و سريع نموده ، مملكت را از حالت بدبختى و فلاكت امروز بطور مؤثر رهائى بخشند ، و علاوه بر اينكه همان رقابت‌هاى اول امر امكان وقوع آن را مشكل مينمود و بر فرض وقوع ، پس از مدتى تجربه و عمل ، با تحمل مضار و آفات مسلمهء تأخير مسألهء توحيد سبك و اسلوب اصلاحات مراجعه به مبدء واحد فنى را مخصوصا دربارهء ادارات مهمه ، الزام