عبدالله مستوفى

196

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

گذشته و به دو كابينهء مشير الدوله تصور كنيم ، وقايعى كه از آن تاريخ ببعد اتفاق افتاده و مربوط به اين واقعه باشد ، يك جا جمع نمائيم ، تا مقصود حاصل آيد . بنابراين بخوانندهء عزيز قول نميدهم ، كه از مطالبى كه سابقا نوشته‌ام چيزى تكرار نشود . منتها نسبت به اين قبيل حوادث به اشاره ورگذار خواهم كرد . ميدانيم كه بازار امپرياليزم در انگلستان روزبروز كسادتر مىشود ، و ملت انگليس نه همين حاضر نيست يك سرباز پوسيدهء خود را در اين راه فدا كند ، بلكه از خرج كردن يك شلينك هم در اين راه خوددارى مىكند . درست است كه دولت محافظه‌كار انگليس توانسته است از محاذى پوزهء شير شبهء جزيرهء اسكانديناوى ، تا تركيه ، دول ضد بالشويكى بدور روسيه سرپا كند ، و براى عدم نفوذ عقايد و افكار تازه ديوارى بين روسيه و اروپا بكشد ، و اين قاره و بالنتيجه انگلستان را از اين آفت مصون نمايد ، ولى اين ديوار از سمت ايران كماكان بازمانده و بين النهرين و هندوستان ازين خطر نجات نيافته است . قرارداد وثوق الدوله هم كه براى بستن اين كل ديوار فكر شده بود ، گرفتار ضديت ايرانيان ، و بالاخره با عدم اجرا مواجه شده و با ضديت عمومى اهالى ايران ، وكلاى مجلس آيندهء اين كشور هم جرئت تصويب آن را نخواهند داشت ، پس چه بايد كرد ، كه اين ديوار بىخرج و زحمت از طرف ما بدست خود ايرانيها ساخته شود ، و هند عزيز محفوظ و بين النهرين كه شكار تازهء اين جنگ است براى ما باقى ، و سياست و آقائى ما در اين كشور كه نفت فراوانى هم دارد برقرار باشد ؟ بايد حكومت مقتدرى در ايران سرپا نمود كه بدست آن اين مقصود تأمين گردد . ايران از بابت طلب از شركت نفت پول دارد ، و از اين بابت نگرانى در كار نيست . در اين پانزده سالهء مشروطه هم ، بواسطهء سياست‌هاى خارجى و بىلجامىهاى داخلى كه اكثر بدست خود ما در اين كشور راه افتاده است ، مردم اينقدر عذاب كشيده‌اند كه در مقابل هر وضع ثابتى هرقدر هم خشن باشد ، سر تسليم فرود آورند ، مخصوصا كه على الظاهر اسم و نفوذ خارجى در كار نيايد ، بىمزگى نميكنند . گذشته از اين مگر امروز يك حكومت مقتدر كه بتواند حكم خود را تا اقصى دهات سرحدى نفوذ بدهد ، و مردم را از كسب و كار خود مستفيد نمايد ، اولين علاج دردهاى اين مملكت تشخيص نشده ، و اين موضوع بزرگترين راه وصول بساير آرزوهاى ملى هر ايرانى نيست ؟ مقصود ما هم جز ايجاد يك چنين حكومت ، چيز ديگرى نميباشد . از طرف ديگر ، خود ايرانىها هم از بالشويك و كمونيست خيلى متنفرند و همه از خدا ميخواهند دولتى باشد كه بتواند جلو آن را بگيرد و ما هم ميخواهيم كه ايران يك چنين دولتى داشته باشد ، تا در ضمن هندوستان و بين النهرين هم از اين خطر مصون ماند . پس با تشكيل يك حكومت با قدرت و رنگ و روى ملى كه به آن خواهيم داد ، خوب ميتوانيم ، بدون اينكه اسمى يا خرجى از ما در كار باشد ، مقاصد خود را انجام كنيم . اگر وقت زيادترى داشتيم ، ممكن بود دنبال عناصر اينكاره افتاد ، با بازىهاى