عبدالله مستوفى

192

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

رفيق رتشتين براى آنها از دولت ايران گرفت ، فائدهء ديگرى نبرده ، و در حقيقت زمين و چهارديوار و يك مشت چوب و تخته را به دويست و چهل هزار تومان خريده است . در مادهء شش دولت روسيه در ضمن واگذارى راهها و خط تلگرافى و پاره‌اى خرد و ريز ديگر ، پرت انزلى و تمام متعلقات آن را بايران واگذاشته است ، يكى از متعلقات پرت انزلى ، ماشين شن‌كش آن بوده است كه بدون آن كشتى نميتواند وارد بندر شود ، اين ماشين را هم قبل از تحويل پرت دست بسر كرده‌اند و هرچه دولت مطالبه كرده است ، جواب رضايت‌بخش نشنيده است . در مادهء نهم « جزاير آشوراده و فيروزه بدولت ايران اعاده مىشود . در رود اترك ، طرفين متعاهدين حق تساوى دارند . براى رفع اجحاف از حيث اراضى و مياه ، در طرف خراسان كميسيونى از اعضاى روس و ايرانى معين و اختلافات را رفع خواهند كرد . » قصبهء فيروزه ، امروز هم بعد از بيست و پنج سال كماكان در تصرف روسيه است . آشوراده را هم اگر مرحوم رضا شاه پهلوى بىمقدمه ، عده‌اى قشون نفرستاده و آن‌جا را بعنف تصرف نكرده بود ، و قرار ميشد كه با تشريفات و مذاكرات اين عمل صورت گيرد مثل فيروزه تاكنون به تصرف نداده بودند . راجع باراضى و مياه طرف خراسان نيز ، كميسيونى كه بايد رفع اختلاف كند يا بطفره و تعلل ورگذار شده و يا بواسطهء سر بالا حرف زدن مأمورين روس ، نتيجه‌اى نداده و در هرحال تمام اجحافات دورهء تزارى كماكان برقرار است . مادهء بيست و سوم « دولت روس متعهد مىشود ، تمام خساراتى كه از قشون روس بايالت گيلان وارد شد ، جبران كند . براى تعيين خسارت كميسيونى از طرفين منعقد خواهد شد » اين ماده هم ابدا اجرا نشده است . البته سران دولت شوروى از اين خرده‌كاريها و بدحسابىها خيلى بدورند . و اين عمليات بىرويه ، نتيجهء افكار كوچك مأمورين درجه سوم و چهارم است ، كه اين قبيل بد قماريها را دولتخواهى دانسته ، و اجر يك دولت بزرگ را كه در مقابل خسارات وارده به ايران ، واقعا گذشتهاى بسيار ذى قيمتى بايران كرده است ، ضايع ميكنند . ما فعلا با همسايهء شمالى خود ، حسابهاى قلم درشتى پيدا كرده ، و بدقماريهائى از آنها ديده‌ايم ، كه اين خرده حسابها در جنب آن‌ها چيز مهمى نيست . ولى هروقت زورگوئى از بين رفت ، و نوبت به حرف حساب رسيد ، بايد اين حساب‌هاى جزئى را هم تسويه كنيم . اولياى دولت شوروى نبايد فراموش كنند ، كه آنروزيكه ما دست دوستى به سمت آنها دراز كرديم ، حتى ملل اسلاو ، يعنى هم‌نژادهاى آنها هم از دوستى با آنها استنكاف ورزيده ، كشورهاى خود را كانون ضد بالشويك كرده بودند ، و ما با وجود توپ و تشرهاى دولت انگليس ، اول ملتى بوده‌ايم كه با آنها از در دوستى درآمده‌ايم . باز هم نبايد فراموش كنند ، كه اگر از طرف پاره‌اى دولتهاى ايران ، در اين بيست و چند ساله ، خيلى با آنها مساعدت