عبدالله مستوفى
171
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
وثوق الدوله باب داده بودند ، حتمى است . بطوريكه دولت انگليس بفكر تجسس راه ديگرى براى سد كل ديوار ، از سمت ايران و جلوگيرى از نفوذ بالشويزم بهندوستان افتاده است ، كه اگر وسيلهء ديگرى بدست بياورد ، حاضر است از قرارداد وثوق الدوله صرفنظر نمايد . ايجاد روابط مسالمتآميز بين ايران و روسيه هم ، چندان تشويشى ندارد ، و مسلما قرارداد دوستى بين ايران و شوروى منعقد و اين روابط بين دولتين برقرار خواهد شد . اما لنگر انداختن بالشويكها در ساحل انزلى ، از موضوع اولييانف هم كه بگذريم ، اگر براى بيرون كردن انگليسها از ايران نباشد ، براى وادار كردن دولت ايران به عقد قرارداد دوستى است كه سفير ايران براى عقد اين قرارداد بمسكو رفته . و همين كه بالشويكها از اين موضوع مطمئن شوند ، فورا سواحل ايران را ترك خواهند گفت . دليل اين پيشگوئى هم ، بيكار ماندن دو سه ماه اخير آنها است ، كه اگر مقصود سوئى داشتند ، در اين چند ماهه حركتى به سمت خشكى ميكردند ، و شهر بىمدافع رشت را اشغال مينمودند . دولت بلشويك كه اعيان و اشراف و چنونيكها و افسران و ملاك و كارخانهداران ، يا بعبارت مختصر ، طبقهء ممتاز روسيه را از بين برده ، و بر ياغيان و مدعيان داخلى مانند كلچاك و دنيكن و ورانگل فايق آمده ، و دولى را كه منشويكها از كشور عظيم روسيهء تزارى تأسيس كرده ، و به آنها استقلال داده بودند ، به تصرف درآورده ، و حدود حكومت بالشويكى را بحدود روسيهء سابق رسانده بود ، ديگر طالب زياد كردن مدعى نبود و مىخواست تشكيلات بالشويكى و تأسيسات حكومتى خود را قرص و قائم ، و ملت روس را براى پذيرفتن اين طرز ، كه تحليل بردن آن براى افراد ، ولو روسهاى مطيع و زحمتكش بره هم باشند كار آسانى نبود ، مهيا نمايد . پس حاضر نبود دردسر تازهاى براى خود ايجاد كند ، و شايد اگر انگليسها در قزوين و منجيل اجتماع نميكردند ، و چماق نشان نميدادند ، اين چند كشتى را هم بآبهاى ايران نميفرستاد . يا اگر قضيهء اولييانف را مطابق با واقع بدانيم آنها را در آبهاى انزلى نگاه نميداشتند . انگليسها كه بهيچوجه در ايران ماندنى نبودند ، زيرا با وجود كسادى بازار امپرياليزم ، و حاضر نبودن ملت انگليس در پرداخت اين قبيل مصارف دير يا زود بايد ايران را ترك گويند ، و پليس جنوب را هم جمع كرده ، و اين گوشهء مملكت ما را هم آرام بگذارند و بالمره دست از للگى ما بردارند . حال دولت ايران در اينوقت ، درست برعكس 1907 ( 1325 قمرى ) و موقع انعقاد قرارداد و منطقهء نفوذ شده بود . در آن دوره ، دو رقيب از ترس تجاوز ديگرى بحدود اصلى خود ، خطى وسط ايران كشيده ، و بواسطهء همين خط هريك از دولتين ، دولت ايران را در منطقهء نفوذ خود بىقدرت ميخواست . ولى حالا كه بواسطهء وقايع اخير روسيه آن خط كور شده است ، هر دو طرف باز هم از ترس يكديگر ايران را دولت مقتدر و مستقل ميخواهند ، دولت روس بالشويك ميخواهد از تصديع انگليس كه هرروز از خاك ايران بدشمنان طرز جديد كمك مىرساند ، و مانع پيشرفت تشكيلات و تأسيسات بالشويكى است