عبدالله مستوفى

161

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

دفتر خرج بيهوده را ببندد . حتى اعلانات اين كار را هم حاضر كرده ، و هيئت مديره شركاء را براى تصفيه حساب طلبيده ، و همه چيز انحلال شركت حاضر است . ولى قبل از انتشار اعلان انحلال تلگرافى بمركز شركت رسيد ، و معلوم شده كه از چندين ده چاهى كه تاكنون زده شده و هيچيك بنفت نخورده بود ، چاه آخرى بنفت رسيده ، و معلوم داشته است كه در اين ناحيه نفت بسيار موجود است در صورتى كه ميدانيم شركت بواسطه بيمايگى ديگر توانائى ادامهء عمليات را ندارد . چرچيل از قضيه خبردار شد . اندازه گرفتن خوشوقتى اين وزير بحريه را از شنيدن اين خبر كه موجب حفظ سيادت بحرى انگليس ، و بالنتيجه برقرار ماندن لردى و آقائى و بالاخره همه چيز انگلستان ميشد ، بخوانندهء عزيز واگذار ميكنم . آقاى وينستن - چرچيل وارد عمل شد . سرمايهء شركت را با پول دولت تجديد كرد ، و در مقابل پنجاه و پنج درصد از سهام شركت را براى دولت انگليس گرفت ، و عمليات بهره‌بردارى نفت ايران شروع گرديد ، و آقائى بحرى انگليس باينوسيله محفوظ ماند و زندگى اين آقايان جزيره‌نشين از خطر نجات يافت . بلى ، عبث نيست كه با اينكه اين چاه پيش قراول نفت خود را داده ، و مدتى است مطموس است باوجوداين سر آن را بسته و مثل امامزاده‌هاى ما در بالاى آن علامتى نصب كرده‌اند و امروز هم هر انگليسى كه از آن نزديكى بگذرد ، براى احترام مردهء اين چاه هم بايد كلاه خود را از سر برداشته ، با كمال ادب از جلو آن عبور كند . و همچنين بيهوده نيست كه ميگويند توفيق يافتن انگليس در جنگ جهانى گذشته ، 1914 - 1918 از دولت سر نفت ايران بوده است . زيرا وجود و وفور اين نفت ، در فاصلهء تقريبا متوسط بين جزاير بريتانياى كبير و استراليا ، براى دولت انگليس فوز عظيمى بوده كه بدون آن و با كشتىهاى ذغال‌سوز ، و زنگ زنجير و دم و دنبالهء ذغال‌كشى آنها ممكن نبوده است كه اين دولت بتواند لوازم جنگى طرف احتياج خود را از پنج قطعهء عالم ، جمع‌آورى كرده قشون به همه جا برساند . و براى هواپيمائىها و قسمت‌هاى موتوريزهء قشون خود بنزين داشته باشد ، و بر ماشين‌هاى جنگى آلمان‌ها كه در ظرف چند روز ، سرتاسر يك كشور را تصرف ميكردند ، فايق آيد . و اندازه گرفتن اهميت اين ماده را در جنگ حاضر بخوانندهء عزيز واميگذارم . بقدرى شور شد كه خان هم فهميد اما دولت ايران از تمام اين اتفاقات بىخبر بود . كميسر ما يا در لندن مشغول تفريح و يا در تهران و پاى كرسى لم داده ، به همان چراندن سالى هزار ليره خشنود و اگر گاهى در گزارشهاى نادر خود اشاره‌اى بپاره‌اى مطالب ميكرد ، از قماش همان آيه‌هاى يأس سابق و در حقيقت اين آقا بدون اينكه خود متوجه باشد ، يكى از عمال انگليس براى اختفاى قضيه بود . در اين اواخر هم اگر چيزى از راه افتادن كار استخراج نفت مينوشت ، همان مطالب عمومى بود كه در روزنامه‌هاى انگليسى