عبدالله مستوفى
155
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
گذشته از اين ، ميدانيم رفتن مشير الدوله براى برپا داشتن كودتا ، و فرمانفرما زرنگتر از آن بود كه با وجود او بتوان نيروى قزاق ايران را كه براى همين منظور ( كودتا ) تا آقابابا عقب نشانده بودند ، بىسروصدا پشت دروازهء تهران بياوردند . براى آوردن اين دو سه هزار نفر به تهران ، احيانا بعضى احكام غلط انداز و ذو وجهين هم لازم ميشد كه بايد از طرف رئيس دولت بفرماندهان اين نيرو صادر شود ، و باهوشى فرمانفرما مانع آن بود كه بتوانند از اين قماش احكام از زيردست او بگذرانند . وارد كردن او در اسرار قضيه هم اگرچه شايد از همفكرى و همكارى مضايقه نميكرد ، ولى براى مكتوم ماندن مقصود اصلى زيانآور بود . براى اين موقع ، شخص سادهاى لازم بود كه بتوانند هرچيزى را بار او كنند و بهتر از سپهدار كسى را نداشتند . بنابراين شياطين انسى كه دورور آنها مثل امروز مىپلكيدند ، و دايره نم ميزدند ، مشغول انتشار و اقدام براى رياست وزراى او شدند . بعضى از سياستمداران تهران و روساى آزاديخواهان هم كه تعيين رئيس الوزراء بدون رضايت ضمنى آنها صورت نميگرفت ، نيز از اين كانديدا بدشان نيامد . زيرا با سپهدار بهتر ميتوانستند ، مقاصد خصوصى خود را برآورند و براى دوستان خود توصيههائى براى وكالت و وزارت و ساير كارهاى درجه دوم ، بنمايند . شايد هم نظر اين دسته بخصوص مدرس ، در طرفدارى از او به اين جهت بوده است كه فكر ميكردند كه بمناسبت گيلانى بودن رئيس الوزراء ، متجاسرين زودتر از خر شيطان پائين بيايند ، و به گل روى هم ولايتى خود دست از نغمهء كمونيستطلبى بردارند و آقاى سپهدار هم براى حفظ ملك و مال خود و آب و گاو و كس و كارش بيشتر بختم اين غائله علاقه نشان دهد . در هرحال در ظرف يكى دو روز صلاحيت اين كانديدا چنان محرز شد كه اكثر محافل در مناسبت داشتن او براى اين موقع جزئى ترديدى هم به خود راه ندادند . البته در اين موقع كه مجلس در كار نبود اين قماش انتشارها و پشت هماندازىها هم براى نيل اشخاص بمقام رياست وزراء خيلى به كار بود . سپهدار اعظم ( فتح الله اكبر ) من با سپهدار هيچوقت سروكار ادارى و رفاقت نداشتهام كه از اخلاق خصوصى او از ديده و شنيدههاى بلاواسطهء خود چيزى بنگارم ، و آنچه در اينجا براى آشنا كردن خوانندهء عزيز با اين سياستمدار مينويسم همانهاست كه از او معروف بوده و احيانا از پارهاى رفقاى خود و او شنيدهام . سپهدار اعظم ( فتح اللّه اكبر ) چون از پدر زنش ميراث حسابى گيرش آمده بود ، حاجتى بجمعآورى مال نداشت و اهل اخذ و عمل نبود ، و از اين عيب كه بزرگترين منقصتهاى هر صاحب مسند است بدور و در آن واحد بزرگمنش و تا اندازهاى اهل عطا و بخشش ، و مثل تمام گيلانىها صاحب سفره ، و در خانه باز و روى گشاده ، و ديانتى كاملا عاميانه ، و بىاندازه ساده و صاف و صادق ، و از حيث دانش ، آقا زادهء پنجاه شصت