عبدالله مستوفى

118

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

است كه به شما و هم‌پيمانهاى شما نصيحت كرده ، ميگوئيم هنوز آب و گل زيادى خرج اين قرارداد نكرده‌ايد ، و براى پيش بردن اين خيال خام ، خيلى آلوده نشده‌ايد ، عبث به خودتان و ايرانيها خسارت بىربط وارد نياورده ، اصرار بى مورد نكرده ، لجاج و عناد بىمحل را كنار بگذاريد ، و يقين بدانيد كه در دوره‌اى كه ايرلند تجزيه مىشود ، و افغانستان خود را از قيمومت قديمى خلاص مىكند و مصر و هند از اقدامات خود در راه آزادى تام و تمام مشغول نتيجه گرفتند ، در دوره‌اى كه ملل صغير تازه بآزادى رسيده ، حتى ارمنىها و يهودىها استقلال پيدا ميكنند ، در دوره‌اى كه در يك قسمت بزرگ دنيا مردم زير بار مزيتهاى رتبه‌اى و فضلى و مالى هموطنان و حتى اقوام ، سهلست برادران خود نرفته ، با وجود مخالفت عادات و اخلاق و طبيعت بشرى ميخواهند افراد نوع انسان را از حيث مقام و حيثيت و دارائى يكسان نمايند ، يك چنين قراردادى كه ايران شش هزار ساله . ايران مولد و مدفن سيروس و داريوش و اردشير و شاپور و بهرام و نوشيروان ، ايران قلمرو سلطان محمود غزنوى و عضد الدوله ديلمى و آلب ارسلان و ملك شاه سلجوقى ، ايران مربى شاه اسمعيل اول و شاه عباس كبير صفوى و نادر شاه افشار ، ايران پرورندهء بوذر جمهر و ابو مسلم خراسانى و يحيى و خالد و جعفر برمكى و خواجه نظام الملك و خواجه نصير الدين طوسى و ميرزا تقى خان امير كبير فراهانى ، ايران موطن شيخ طوسى و محمد ابن بابويه و على بن بابويه قمى و شيخ كلينى رازى و شيخ بهائى عاملى و شيخ مرتضى انصارى ، ايران محل نشو و نماى فيروزآبادى و ياقوت حموى و ابو الفرج اصفهانى و غياث الدين جمشيد كاشانى ، ايران مسقط الرأس شيخ الرئيس بو على سينا و ظهير فاريابى و محمد زكرياى رازى و ميرداماد و ملا صدراى شيرازى و ميرزا ابو الحسن جلوهء اردستانى ، ايران مولد رودكى و فردوسى و انورى و ناصر خسرو و نظامى و خيام و سعدى و حافظ و صائب و قائم مقام فراهانى را مستعمرهء انگليس قرار ميدهد ، قراردادى كه تمام اهل مملكت از آن متنفر و عموم ملل عالم از آن منزجر ، و حتى در انگلستان هم ، جمعيت‌هاى متعدده بر ضد آن هستند ، قراردادى كه با مذهب و دين و اخلاق و عادات و استقلال داخلى و خارجى و همه چيز اين مملكت منافى است ، چنين قراردادى در چنين مملكتى با چنين اوضاع و احوالى اجرا شدنى نيست . 29 حوت 1297 انتشار ابطال الباطل در ايام عيد سال 1299 ، ديدوبازديد عيد را منحصر به اعضاى نزديك خانواده كرده ، مشغول پاك‌نويس رسالهء ابطال الباطل شدم . براى اينكه نسخه متعدد شود ، و كسى هم خط را نشناسد برادرم آقاى فتح اللّه مستوفى ، چند روزى مشق خط نسخ كرده ، صفحاتيكه از زير دست من بيرون ميآمد ، ميگرفت ، و به خط نسخ نسخهء ديگرى از آن ترتيب ميداد . در هفتم هشتم عيد كه كار ما تمام شده بود ، صبحى آقاى حاجى مخبر السلطنه ( جناب آقاى مهديقلى هدايت ) وارد شده ، فرمودند : « آنچه منتظر شدم شما بديدن عيد بيائيد نيامديد ، من