عبدالله مستوفى
112
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
را حكومت براى اعمال دينى معين كرده است . با اينكه در علم و ديانت با ساير اهالى فرقى نداشته ، و از معارف اسلامى و تدين تقريبا بىبهرهاند ، معهذا براى همان لباسى كه دربردارند ، بقدرى طرف تنفر و سخريه و استهزاء هممذهبان خود هستند كه از خانهء خود بيرون نميتوانند بيايند . در شهرهاى اسلامى اين ممالك ، عدهء كليساهائيكه قوم غالب در مدت كم ساختهاند چندين برابر مساجد ، و همين مسجدهاى قديمه هم خراب و ويران ، و برحسب تصادف يا عمد ، غالبا با ميخانهها و عيشگاهها كه محل انواع فحشاء و منكراتست همسايه است . تعطيل عمومى در روزهاى يكشنبه معمول ، و در اين روز و ساير اعياد مسيحى صداى ناقوس كليساها از نصف شب تا نصف شب ديگر بفلك بلند است ، ولى حتى در روزهاى جمعه و عيدين هم ، در تمام شهر صداى يك اذان شنيده نميشود آقاى رئيس الوزراء ! ما بوعدهء خود وفا كرده ، بدون ابراز حسيات و اظهار تعصب با منطق و برهان خللناپذير ، خيانت شما را در عقد اين قرارداد نسبت به ايران و اسلام ، ثابت كرديم . حال ميخواهيم ببينيم عقايد و افكار عامه در اين موضوع چيست ؟ اگرچه شما در بيانيهء مورخهء 16 سنبلهء 1298 خود ، از عموم مردم اين مملكت تشكر كردهايد كه اين خدمت شما را نسبت بايران و اسلام بحسن قبول تلقى كردهاند ، و مخالفين قرارداد را معدودى هنگامه طلب معرفى نمودهايد ، ولى امروز شايد خودتان هم در مصنوعى بودن آن تشكر و خلاف واقع بودن آن ادعا ترديدى نداشته باشيد . معهذا هرگاه تجربهء شش هفت ماهه ، و اينهمه حبس و طرد و تبعيدى كه براى خفه كردن افكار به كار بردهايد ، و اضداد را چه در پايتخت ، و چه در ساير بلاد ، روز افزون زيادتر ديدهايد ، براى اينكه شما را در آن اظهارات تكذيب نمايد ، كافى نميدانيد و چنانچه با وجود قانون نظامى و سانسور ، اين همه مطبوعات ، اعم از روزنامه و شبنامه « 1 » كه مثل برگ درخت در اين شهر ريخته و به بيانات مختلف اين رفتار شما را تنقيد ميكنند ، باز هم براى يقين شما در مخالفت عمومى با اين قرارداد ترديدى باقى گذاشته است و اگر با وجود پولهاى بىحسابى كه در راه تغيير افكار عامه پاشيده مىشود ، عبوس افراد مردم از اين رفتار شما و ضديت بىپرواى آنها در هر مجلس و محفل ، براى اثبات مخالفت عمومى با قرارداد كفايت نميكند ، واقعا مطلب بر خود شما هم مشتبه است ، قانون نظامى و سانسور مطبوعات را برداشته ، مردم را در اظهار عقيده آزاد بگذاريد و بعد از يك ماه بدون تهديد و تطميع بآراء عموم ملت رجوع نمائيد تا بر خود شما هم ثابت شود كه هيچكس راضى به اين قرارداد ايرانكش اسلام فناكن شما نيست . اگر در مخالفت عمومى با اين قرارداد ترديدى نداريد ، چنان كه در خاتمهء بيانيهء
--> ( 1 ) - اوراقى بود كه با ژلاتين چاپ و منتشر ميكردند .