عبدالله مستوفى

100

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

اتفاق با قوىترين ملل ، يعنى انگليس و فرانسه و اتازونى چنين شرايطى ، بلكه خيلى از اين سهلتر را پذيرفته‌اند ؟ آيا اين دو دولت ضعيف ادنى مداخلهء دول متعاهد خويش را در مملكت خود قبول كرده ، و زمامدارى يكنفر مستخدم آنها را در مملكتشان متعهد شده‌اند ؟ اينجا است كه ميخواهيم باز از شما استفسار كنيم كه ترس از چه پيش‌آمد وخيم‌تر و احتراز از كدام آتيهء ناگوارتر شما را به اين ايران‌كشى وادار نمود ؟ جواب بىپولى ، ناامنى داخله ، وجود ترور و قحطى و امراض را در جاى خود داده ، و بثبوت رسانده‌ايم كه هيچ يك از اين اشكالات كه شما در بيانيهء خود با آنهمه آب و تاب مرقوم فرموده‌ايد وجود نداشته ، سهلست وضعيت داخلى ما از هرجهت بهتر از ادوار قبل بوده است ، ولى در اينجا باز با شما همراهى كرده ، فرض مينمائيم كه بقول شما عوامل مهلكه واقعا بيش از آنچه شما نوشته‌ايد موجود ، و سرتاسر مملكت پر از قتل و نهب و چپاول و مستلزم بهانه جوئى و مداخلهء همسايه ، و بالاخره بمحو استقلال ما منجر ميشد ، آيا آنطور محو استقلال قطع‌نظر از مشكلاتيكه براى اجراى آن پيش آمده ، و وقوع آن را عملا محال مينمود از اين تسليم برضا و رغبت و با سند بهتر نبود ؟ از رد كليات بيانيه و قرارداد شما نيز فراغت حاصل كرده ، حجت را بر شما تمام و راه‌نمائى خود را كرديم . حال بىمناسبت نيست نظرى به آتيهء ايران انداخته ، حال اين مملكت را در بيست و پنج سال بعد ، يا باصطلاح اروپائيها در ژنراسيون ( طبقه ) آتيه تحت ملاحظه آورده ، به‌بينيم اگر خداى نخواسته اين خوابى كه شما براى ايرانيها ديده‌ايد « اضغاث و احلام » نباشد و الغاى اين قرارداد طوعا يا كرها فراهم نيامده ، انگليسها موافق نظراتيكه شما در آن به كار برده‌ايد موفق باجراى آن شوند و ايران براى رهائى از شر عقرب بمار پناه نبرده ، با بازوهاى گشوده باستقبال بلشويزم نرود ، بعبارت آخرى كار به همان محوريكه شما و هم‌پيمانهاى شما تصور مينمائيد گردش كند ، احوال سياسى و اقتصادى و اجتماعى ايران چه خواهد شد . الف - احوال سياسى : 1 - روابط خارجى - چنان كه سابقا اشاره كرديم با اين قرارداد شما ايران از حالت استقلال تام و تمام تنزل كرده ، مستعمرهء انگليس خواهد شد و بيست و پنج سال مدت كاملا كافى است كه مقاصد شما را دربارهء اين مملكت باجرا برساند و قلمرو سيروس و داريوش هخامنشى ، و اردشير و شاپور و انوشيروان ساسانى ، اسما و رسما داخل در عداد مستعمرات انگليس بشود . در اين صورت ، كارهاى خارجى ايران با ساير ملل ، بتوسط مأمورين انگليس صورت خواهد گرفت و بساط سفارت خانه‌هاى ايران در پايتخت‌هاى دول ، برچيده شده ، بجاى تمام سفارتخانه‌هائى كه امروزه از دول مختلفهء عالم در تهران اقامت دارند ، فقط يك وزير مقيم انگليسى كه اسما وزير مقيم و عملا نايب السلطنهء ايران است ، در اين پايتخت رحل اقامت خواهد افكند . سرپرستى ايرانىها در ممالك خارجه ، با قنسول‌هاى انگليس و قنسولهاى ساير دول در شهرهاى ايران ، با فرمان اجراى انگليس‌ها بوظايف خود قيام خواهند نمود .