عبدالله مستوفى
66
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
قابسازى سقفها منتهاى سليقه به كار رفته ، روز عيد نيمهء شعبان 1317 كه مطابق با 28 آذرماه بود ، بيرونى ما از محل سابق خود به اين عمارت جديد منتقل شد . يكى از فرنك رفتهها در اوقاتى كه بنائى داشتيم ، اقوام و دوستان طبعا سر بنائى ما ميآمدند . يكى از اشخاصيكه هفتهاى يك بار سرى بما ميزد ، ميرزا عبد اللّه خان قوام الوزاره ، پسر امين دربار ، داماد برادرم حاجى ميرزا محمد بود . اين آقا از فرنگ رفتههاى زمان ناصر الدين شاه بود كه امين دربار بوسيلهء امين الدوله توانسته بود وسائل مسافرت او را بيسروصدا فراهم آورد . تحصيلات اختصاصى او نباتشناسى و فلاحت بخصوص باغبانى بود . البته زبان فرانسه را هم تحصيل كرده بود ولى چون در آن دوره از اين تحصيلات استفادهاى نميشد ، ايشان هم بر حسب معمول بوزارت خارجه رفته و بمد زمان لقبى هم گرفته بودند . پدرش امين دربار توانسته بود بوسائل معمول دوره ، دويست سيصد تومانى مواجب براى او بگذراند . وزارت خارجه هم محل خدمت او محسوب شده ، رفتوآمدى به آن وزارتخانه ميكرد . امين دربار خانهء بسيار وسيع باصفائى كه بسعى پدر و پسر گلكارى شايانى در آن ميشد داشت كه پسر را هم كافى بود . همچنين اراضى با چندين ساعت آب قنات عين الحيوة نزديك دروازهء دوشان تپه خريدارى كرده و بسعى و اهتمام آقاى قوام الوزاره باغ ميوهدار بسيار خوبى به عمل آورده بود . من و برادرم آقاى فتح اللّه مستوفى و آقا ميرزا رضا خيلى به اين باغ ميرفتيم . حتى گاهى در تابستانها شبهاى مهتاب را در آنجا بسر ميبرديم . وجود صاحب باغ هم شرط رفتن به آنجا نبود بلكه ما مثل صاحبخانه بوديم . اين باغ وصل بخندق بود و بواسطهء پيچوخمهاى خندق قناس زيادى داشت . مظهر قنات عين الحيوة در گوشهء يكى از اين پيچها واقع بود و جلو قنات را موستان كرده بودند . با اينكه سى چهل ساعت از اين قنات ملكى و بباغ تخصيص داشت و قنات را هم امين دربار خوب تنقيه ميكرد ، چون قنات آسمان نگر بود ، در تابستان كار آبيارى باغ مشكل ميشد و مجبور بودند از قنات اماميه آب خريدارى كنند . اجمالا اين باغ سالى هزار الى هزار و پانصد تومان خرج داشت كه امين دربار باميد مثمر شدن آن ميپرداخت و زحمت زيادى چه خودش و چه پسرش براى آبيارى آن ميكشيدند . ولى طمع عين الدوله نگذاشت كه اين باغ به صاحبش وفا كند ، قدرى به زور و قدرى بتهديد اين باغ را عين الدوله به بيست و دو هزار تومان از امين دربار خريد و بپسرش شمس الملك كه قبلا آن را اجاره كرده بود بخشيد . اين آقازاده اين باغ را نزد حاجى معين السلطان بيع شرط گذاشت و برسم زمانه ، اصل و فرع بقدرى شد كه مالك ديگر اسم آن را نياورد . حاجى معين السلطان هم كسى نبود كه پول خرج بيلزنى و آبيارى آن كند ، درختهاى آن را انداخت و هيزم كرد و زمين آن را براى كاشتن گندم بدولابيها بسالى سيصد چهارصد تومان اجاره داد و بعدها در دورهء پهلوى قطعه قطعه شده به فروش رفت و خانههائى در آن ساختند . از اين باغات كه عشق بدرختكارى آن را ايجاد مىكند و بعد بواسطهء بىذوقى مالك بعدى