عبدالله مستوفى

49

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

سابقا اشاره كرده‌ام كه برات‌دارهاى اين دوره با اينكه از حيث عده زياد بودند ، همه مردم بيدست و پا و بىوسيله بودند . وزير خزانه كه ميدانست عنقريب پول در دستگاه فراوان خواهد شد ، قبلا برات‌هاى دولتى را با كسر ثلث و نصف و حتى دو ثلث با وعدهء دو سه ماهه تبديل بفهرست شخصى خود كرده ، نصف و ثلث و دو ثلث تفاوت بخور او ميشد . مسافرت اول مظفر الدينشاه بفرنك تا شب عيد آقايان در حدود نصف اين دوازده ميليون تومان را هپرو « 1 » كردند . در اينوقت بفكر افتادند كه چه عيبى دارد از بقيهء اين خرجى حلال ، سفرى هم باروپا بروند ؟ حكيم الملك حاضر بود تصديق كند كه آب معدنى كنتر كسويل « 2 » يا كارلسباد « 3 » براى سلامت ذات ملوكانه دواى منحصر بفرد است . بهر كيفيت ، در اوائل بهار كه آخرهاى سال 1316 بود ، بار سفر اروپا بسته شد و شاه را با دم و دنباله زياد به اين مسافرت بردند و دول اروپا تقريبا همگى رسما از شاه پذيرائى كردند . فقط انگليسها كه شايد از موضوع استقراض نارضامندى حاصل كرده بودند ، براى پذيرائى رسمى حاضر نشدند . شاه هم انگلستان نرفت و در ماه ميزان كه سه چهار ماهى از اول سال قمرى 1317 گذشته بود بتهران مراجعت كردند . از وجوه استقراضى يكى دو ميليون تومان بيشتر باقى نمانده آن را هم براى جبران اضافه خرج سال 1318 گذاشتند . سوغات سفر شاه در اين سفر چند باطرى توپ شنيدر و مقدارى تفنگ بكارخانه‌هاى فرانسه سفارش داد كه بعد از مراجعتش بتهران رسيد . ولى ره‌آورد عمدهء شاه از اين مسافرت ، استخدام بلژيكىها براى مستشارى ادارات بود . نوزرا « 4 » براى گمرك و انگلس « 5 » را براى ماليه و يكنفر ديگر را براى ضرابخانه وهنبيك را براى مستشارى وزارت خارجه استخدام كردند . مستشارهاى ماليه و ضرابخانه چيزى نبودند و كارى نتوانستند صورت بدهند . گذشته از اين ، امين السلطان هم چندان علاقه‌اى باصلاح اين دو قسمت نداشته استخدام مستشار جهت آنها براى حفظ صورت ظاهر بود و حاضر نبود كه ماليه ترتيبى پيدا كند . وضع قديم براى احكام منع و اعطاء و ناسخ و منسوخ او مناسبتر بود ، مستوفيها بريش مسيو انگلس و و مترجمش كه يكى از جوجه مستوفيهاى دار الفنون ديده بود ميخنديدند . مستشار هم كارى نداشت ، زندگى راحت بيكارى را در مدت كنتراتى استخدامش بسربرده راه كشور خويش را

--> ( 1 ) - « هپرو » لغتى است كه اصل و ريشه و پدر و مادر و شجره نامه ندارد و بنابراين من معنى لغوى براى آن سراغ ندارم . در لهجهء عاميانه وقتى مال زيادى صرف كارهاى بيهوده و خرجهاى بى مورد شود ميگويند هپرو شد . ( 2 ) - contrexeville ( 3 ) - carlsbad ( 4 ) - nause ( 5 ) - Engels