عبدالله مستوفى
41
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
مؤتمن الملك و ميرزا فضل اللّه نصير الملك و ميرزا عبد الوهاب خان آصف الدوله ، اين اجازهء عمومى را از مجتهد مسلم زمان خود تحصيل ميكردهاند . هردم بيلى كارهاى مالى دولت به اين كار نيمه دولتى و نيمه مذهبى هم سرايت كرده و املاك آستانه بثمن بخس بتيول سرجنبانان آستانه درآمده و براى اينكه وجههء شرعى را هم بعقيدهء خود در آن منظور دارند ، آقايان آستانه اجارهنامهء شرعى هم از متولى باشى كه اكثر حكام بودند ، ميگرفتند . ولى موجر و مستأجر هر دو ميدانستند كه اين مال الاجاره نصف بلكه ثلث و در پارهاى از موارد عشر عايدى واقعى ملك نيست . از طرف ديگر در پرداخت همين نصف و ثلث و عشر هم تا ميتوانستند مسامحه ميكردند . كار محاسبات آستانه هم مثل محاسبات عمومى كشور ، بحواله و قبض و برات ميگذشت . برات مواجب خدام و كاركنان آستانه حوالهء مستأجرين ميشد . آنها اين حوالهدارها را اينقدر معطل ميكردند ، تا به تومانى چهار پنج و خروارى دهپانزده قرآن راضى شده ، جيره و مواجب خود را به اين كيفيت وصول نمايند . البته با اين وضع در صندوق آستانه هيچوقت پولى نبود كه به مصرف خيرى برسد . بيمارستان ظاهرا داير و حكيم باشى و حافظ الصحه و دواساز و عطار و همهجور عملجات داشت كه حقوق خود را به همان كيفيتها و اگر متنفذ بودند با تيول يكى از املاك ميگرفتند ، ولى مريضى در كار نبود . آشپزخانه مخصوص زوار فقير بود ولى كارش فرستادن خوانچههائى نظير آنچه ديديم ، براى اعيان زوار بود . خدام كشيك نهار داشتند ولى بقدرى غير مأكول و كم بود كه اكثر نان و آبگوشت خانهء خود را بر آن ترجيح ميدادند . وجه اين مصارف هم هميشه از طرف صندوقدار و رئيس محاسبات آستانه با تصويب متولىباشى و قائم مقام التوليه از بانكهاى خارجى قرض و پرداخت ميشد . گاهى قرض آستانه به شصت هفتاد و صد هزار تومان هم ميرسيد . متنفذين و رؤساى آستانه از راه اين اجاره و تيولدارى و طرز پرداخت . تمول عجيبى بهمزده بودند كه شايد بازماندگان آنها امروز هم آن تمول را حفظ كرده باشند . والىهائى كه در اين اواخر اكثر متوليباشى هم بودند ، در اين امور چندان مداخلهاى نكرده وقت و دقت اينكه اصلاحى در اين امر بكنند نداشتند . يكى از كارهاى بسيار بسزاى دورهء ديكتاتورى جمعآورى دقيق و مركزيت دادن بعايدات و كوتاه كردن دست رؤساى آستانه و جواب گفتن خدمهء زيادى و برقرار كردن اندازه براى هر كار بود . بواسطهء همين عمليات است كه بهترين بيمارستانها كه شايد از حيث عظمت و وسيلهء پذيرائى دستكمى از بيمارستانهاى دنياى مترقى نداشته باشد ، از وجوه آستانه در مشهد احداث شده است . تا دمكراسى فعلى خودمانى ما چگونه از عهدهء نگاهدارى آن برآمده با اين منبع عايدى سرشار ، چه توسعهاى به كارهاى خير ديگر بدهد ؟ در هرحال املاك آستانه درآمد زيادى دارد كه با آن ميتوان باصلاحات زيادى در مشهد مبادرت نمود و نبايد تنها به اين بيمارستان و شعب آن اكتفا كرد . اين كار شرعا و عرفا و قانونا بر عهدهء اعليحضرت همايون شاهنشاه جوانبخت است كه با بىطمعى و بيغرضى