عبدالله مستوفى
513
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
روان و هر منى چهار پنج شاهى آب داشت . معهذا غذا بود و مردمى كه دسترس بنان نداشتند ، ميخريدند و بجاى نان صرف ميكردند . ازدحامى هم در دكانهاى دمپخت فروشى وجود نداشت و بىهيچ معطلى مردم ميتوانستند از اين غذاى برنجى استفاده كنند . قيمت برنج پلوئى هم چندان زياد نبوده ، منتهى به دو سه برابر قيمت سالهاى عادى ترقى كرده و آن هم بيشترش از راه گرانى كرايه بود . قيمت گوشت و روغن هم به همين ميزان ترقى كرده و بطور قطع و بضرس قاطع ميتوان گفت در اين قحطى در تهران كسى از گرسنگى نمرد بلكه تلفات مردم از حصبه و محرقه و بقدرى اين دو مرض زياد بود كه خيلى اتفاق ميافتاد كه تمام اهل يك خانه از بزرگ و كوچك به اين مرض مبتلا ميشدند . عدهء اموات تهران اگرچه احصائيهاى كه ثبت و ضبط شود نداشت ، ولى مسلما به روزى صد الى دويست نفر ميرسيد و اين وضع از اواسط زمستان تا اواخر بهار و سرخرمن دوام داشت . هيئت مميزى ايالت تهران ، بعد از تابستان گذشته از دماوند بورامين آمده دنبالهء كار سابق را گرفت و اوائل زمستان على الرسم بتهران آمد . در بهار سال 1297 البته باوجود قحطى و ناخوشى موقع اين عمليات نبود و براى تعقيب كار با تصويب وزارت ماليه منتظر رسيدن خرمن گرديد . در ايام تعطيل البته مخارج آشپزخانه نداشتند ولى در هرحال عليق مالها را من منظما ميدادم . از اول بهار 1296 كه قيمت ارزاق و كاه و يونجه و جو گران شده بود ، هيئت هر ماهه مبلغى تفاوت مخارج داشت . من اين مخارج را همه ماه ميپرداختم و صورت تفاوت را بوزارت ماليه ميفرستادم . در اين بهار باوجود اينكه مخارج منحصر بعليق مال شده بود ، اين تفاوت گاهى بماهى پانصد ششصد تومان هم بالغ شد كه بواسطهء تغييرات پىدرپى كابينه ، تصميمى در پرداخت آن نگرفته بودند . من مجبور بودم اين تفاوتها را كه از اصل خرج هيئت هم تجاوز ميكرد ، هر ماهه قرض كنم و بپردازم . كابينهء صمصام السلطنه كابينهء مستوفى الممالك تا عيد نوروز 1297 بيشتر دوام نكرد ، مردم بواسطهء دمپخت و بىاقدامى دولت در كار نان كه در حقيقت از راه بيچارگى بود ، از آن ناراضى بودند . دربار هم با صمصام - السلطنه بهم بست و مستوفى الممالك استعفاء كرد و صمصام السلطنه روى كار آمد . اين كار با نقشهء انگليسها راجع به روى كار آوردن وثوق الدوله هم منافاتى نداشت . زيرا دو سه ماهى تا سرخرمن و فصل فراوانى وقت بود و صمصام السلطنه در اين دو سه ماهه ناگزير كارهائى صورت ميداد كه بيشتر مايهء روسفيدى كابينهء بعدى بشود . معهذا حق احتياط مشار الملك را هم به سمت وزير ماليه در اين كابينهء لرى چپاندند كه بيشتر اسباب خرابى آن را فراهم و سرخرمن كه ميخواهند كار را شروع كنند ، وسائل را بيشتر آماده نمايد . دوازده خروار آردى كه دو برابر سالهاى عادى ذخيره كرده بوديم ، تا شب عيد بيشتر دوام نكرد . ميرزا مهدى را بده فرستاديم ، دو خروار آرد در خروارى يكصد و بيست تومان خريدارى كرد و براى ما فرستاد . اين آرد با كمال صرفهاى كه ميكرديم ، دو ماه