عبدالله مستوفى
485
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
است ؟ بازهم اهالى ميگويند در سالهائيكه سن زياد است ، در كوه هم زيادتر از سالهائى است كه اصلا اين آفت نيست . درهرحال بحسابى كه در بالا از بودونبود اين آفت كرديم ، نصف حاصل شتوى ورامين بخور اين حيوان است . ورامين در سالهاى بىآفت صد هزار خروار گندم دارد كه بايد به روى هم سالى پنجاه هزار خروار آن را در اثر اين آفت هبا و هدر دانست . اين مقدار غله ارزش آن را دارد كه بذل جهد حسابى براى برانداختن آن بكنند . طريقهء دفع آفت سن اولا لازم است كه نقاط مجهول زندگى و ييلاق و قشلاق رفتن اين حشره را بطوريكه برجستههاى آن را در اينجا اشاره كردم كشف كنند . مثلا هيئت بازجوئى بمسيله و كوه قرهآقاج ورامين بفرستند و از چيزهائى كه در نزد اهالى معروفست بازجوئى دقيق نموده ، معين كنند كه آيا گفتههاى اهالى مقرون بحقيقت است و يا از جمله شياعهاى بىاصل مىباشد ؟ اين هيئتها بايد يكدوره شش ساله در فصولى كه احتمال وجود آنها در آن فصول در اين سه محل ميرود ، تمام ايام مواظبت و مراقبت نمايند و مواقع ورود و اقامت و رفتن آنها را با قيد تاريخ روز و ساعت ثبت كنند و هريك بمركز عمليات كه البته در ورامين تشكيل خواهد شد ، منظما گزارش بدهند . مثلا براى تحقيق اينكه آيا پدر و مادرها بعد از تخمريزى بمسيله ميروند يا خير ؟ ممكن است بال اين حشره را در موقع جفتگيرى و تخمريزى كه فرّار نيستند ، رنگ بزنند تا هيئتى كه در ميسله مشغول مطالعات است صحتوسقم اين قسمت را بدست بياورد . و براى تحقيق اينكه آيا سنها بعد از چراندن حاصل مجددا بكوه قرهآقاج برميگردند يا خير ، نيز ممكن است همين عمل رنگ كارى را در آخر كار و موقع حركت آنها از ورامين هم معمول دارند . با تفاوت گذاشتن بين رنگ اول و دوم كه هر دو بايد در مزارع ورامين زده شود ، معلوم خواهد شد كه كمر سوراخها همان مادر و پدرهاى پارسال به دنيا آمدهاند كه در اين زمستان ميميرند ، يا آنها همان بنه پاهائى هستند كه از ضعف پيرى نتوانستهاند با جماعت حركت كنند . بعد از تحقيقات مقدماتى و اطلاع كامل بر چگونگى رفتوآمد و زندگانى آنهاست كه ميتوان جنگ با اين حشره را در كمال سهولت شروع كرد و صددرصد بحصول نتيجه مطمئن بود . مثلا اگر قول اهالى كه اين حشره زمستان را در كوه قرهآقاج بسر ميبرد و بهار در مزارع ورامين ريخته و بعد از چرا مجددا به حالت اجتماع ، به اين كوه برميگردد مسلم شد ، چنان كه ظاهرا هم همينطور بايد باشد ، بعقيدهء من سهلترين وسيلهء دفع آن ، سوزاندن بوتههائى است كه اين حشره زمستان را زير شاخه و زير لحاف برگهاى آنها بسر ميبرد . خوشبختانه اين حيوان جز زير بوته درمان ( درمنه ) زير بوتهء ديگرى نميخوابد بوتههاى كوه قرهآقاج گذشته از درمان دو قسم ديگر بيش نيست كه آنها عبارت از گون و كاروانكش است كه اولى بواسطهء ملحق بودن به زمين و دومى بواسطهء داشتن ساقهء بلند هيچيك قابل اينكه پاى آن پناهگاهى باشد نيست . گذشته از اين برگى ندارد كه ريخته