عبدالله مستوفى
476
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بارى تا اول ميزان در دماوند ماندم ، چون باز از مركز امر شده بود يكى از دهات شاه مير خان دماوندى و كرك حاجى ميرزا عليمحمد اصفهانى را استثنائا جلو بيندازيم ، در مراجعت ابتدا بده شاه مير خان رفته آنجا را نقشهبردارى و مميزى كرده از آنجا عصرى از درهء ساران و كيلان دماوند سر بدرآورديم . شب را در دهى گذرانده فردا صبح از درهء ساران سرازير شده به سمت كرك آمديم . كرك يكى از مراكز عمليات ما شد . چند روزى آنجا اقامت كرده كرك و ذرك و احمدآباد نصير الدوله ( پدر آقاى بدر ) و پنبه لق و ساير دهات دنبالهء رودخانه ايوانكيف را نقشهبردارى و مميزى كرده بايوان كيف آمديم . چون بازهم هواى ورامين گرم بود دو هفته در ايوانكيف مانده ، تمام بلوك را نقشهبردارى و مميزى و آخر ميزان كار آنجا تمام و از ايوانكيف به سمت ورامين حركت كرديم و كريم آباد خالصه را مركز عمليات قرار داديم . كريمآباد وصل بآفرين و ابراهيمآباد بود كه در بهار از مركز كهريزك نقشهبردارى كرده بوديم . ولى چون پنجم محرم بود اسباب كار و بنه را در كريمآباد گذاشته به تهران آمديم كه ايام تعطيل را در تهران باشيم . در چهار پنج ماههء غيبت ما ، كابينه باز تغيير كرده اينبار براى دفعهء اول مقام رياست وزراء نصيب آقاى وثوق الدوله شده ، برادرم آقا ميرزا رضا از ادارهء تشخيص عايدات كنار رفته ، مجددا آقاى عميد السلطنه اين مقام را حائز و مشار الملك معاون و كفيل وزارت ماليه شده بود . آقاى وثوق الدوله بهر وزارتخانهاى ميرفتند ، مثل ستارهء دنبالهدار اينها را همراه ميبردند و ناچار بودند براى اين آقايان جا خالى كنند . نيمهء محرم مجددا عده را برداشته بكريمآباد رفتيم و عمليات را تعقيب كرديم و تا اول جدى دو سه مركز عوض كرده تمام بهنام سوخته و مقدارى از بهنام ميان راه دهبده ، پشت سر هم نقشهبردارى و مميزى كرديم . آخرين مركز ما در قوينك جده ملكى معاون الدوله و عمليات ما بده شريفا وصل به شهر ورامين رسيده بود . بواسطهء رسيدن فصل زمستان ، باحتمال بارندگى ، عمليات صحرائى را تعطيل كرده بتهران آمديم كه زمستان را صرف ترسيم نقشههائى كه برداشته شده و هنوز رسم نكرده بوديم برسانيم . زيرا در كارهاى تابستان و پائيز كار خود را منحصر ببرداشتن نقشه و گرفتن يادداشت از استعداد زمين و ميزان آب قرار داده بوديم كه سه ماههء زمستان را صرف ترسيم نقشه و تنظيم دوسيههاى مميزى بنمائيم تا هيئت در تمام فصول كار داشته باشد . دو سه شب بعد از ورود بتهران يكشب هشت ساعتى باران آمد . در صورتى كه غير از دو سه ساعت در روزهاى اول عقرب ديگر هيچ باران نباريده و اين باران هم چندان پشتى نداشت . همينقدر شد كه حاصلهاى تشنه باصطلاح گلوئى تر كردند . سوقات سفر هر روز مهندسين و مميز و مقنى به منزل ما ميآمدند ، نوكر و عملجات مميزى در خدمت آنها بوده ، نهار را هم آنجا ميخوردند و تا عصر مشغول ترسيم نقشهها بودند . من هم گذشته از سركشى بعمليات آنها ، مشغول اداى قرض روزه رمضان شدم ، چهار پنج روزى روزه گرفته بودم كه تبى