عبدالله مستوفى
451
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
توطئهچينى آنها وحشت داريد ، بمداهنه ميگذرانيد . ما هم در انظار آلت اين بىاعتدالى معرفى ميشويم . در موضوع ثانى از يكطرف هموطنان شما چون خود را ناچار مىبينند ، با ما مشورت ميكنند . بعد از آنكه سليقهء آنها رأى ما را بالمره تغيير داد ، تصميمى ميگيرند . اگر خوب شد ، كردهء شماست و اگر بد شد چنان كه غالبا بواسطهء كجى سليقه و عدم آشنائى بجريان امور ، بد هم مىشود ، شخص شما نسبت آن را بما داده وقتى كه بعد از فشار مردم بمواقف رسمى مجبور ميشويد تصميم خود را تغيير بدهيد ، ميگوئيد چه بايد كرد ؟ بما بدحالى ميكنند ! . . در صورتى كه هرگاه بدوسيهها رجوع شود ، ثابت خواهد شد كه رأى ما مطابق عدالت بوده و سليقهء هموطنان شما آن را خراب كرده است . از طرف ديگر خود شما در مواقف رسمى و پيش همهكس نسبت بعموم ايرانيهاى اعضاى خزانه اظهار عدم اعتماد ميكنيد ، نتيجهايكه از اين مقدمات براى رؤساى ايرانى خزانه حاصل مىشود اين است كه نزد هيئت دولت و متنفذين مملكت بد نفس و نادان و متقلب قلم ميروند و در نزد عامه بدخواه معروف ميشوند و شما به مقصود خود كه انزجار ايرانيها از هموطنان آنها و وارد كردن دستهدسته بلژيكى است نائل مىشويد . در موضوع سوم - اولا هيچيك از شماها در فن ماليه متخصص نيستيد كه چيزى بما بياموزيد ، برعكس تاكنون همواره از ما چيز آموختهايد . ثانيا بر فرض اينكه متخصص هم بوديد ، چيزى ياد نميداديد و اگر هم ما خود ياد ميگرفتيم ، ما را از ادارهء خود دور ميكرديد . شاهد حال ادارهء گمرك است كه در پانزده سال باوجوداينكه همهء شما گمركچى بودهايد ، يكنفر كه بتواند رياست مستقل گمرك پستترين محل را اداره كند نخواستهايد تربيت بكنيد و بعضىها هم كه بواسطهء جربزهء شخصى خود توانستهاند خويش را لايق اين مقام كنند ، بهر وسيله كه بوده است از اداره خارجشان كرديدهايد . بنابراين بايد گفت يگانه مقصود شما اين است كه از اين چند نفر ايرانى كه در خزانه حيثيت علمى و عملى و خانوادگى دارند از يكطرف به قدر قوه استفاده علمى و عملى و حيثيتى بنمائيد و از طرف ديگر آنها را در انظار خراب و به مجرد رفع احتياج از كار دور و بجاى هريك نفر آنها چند نفر بلژيكى بگماريد و بعد از آنكه ايرانى كه بيش از پنجاه شصت تومان ماهانه داشته باشد در اداره باقى نماند ، حمالى اداره را بباقيماندهء بوميها رجوع و ماليهء ايران را هم مثل گمرك آن محرمانه اداره كنيد و تصور ميكنيد با اين ترتيب هرگاه روزى بخواهند شما و هموطنانتان را خارج نمايند ، كسى كه بتواند از عهدهء اداره كردن شعب مختلفهء ماليه اين مملكت برآيد در ميان ايرانىها يافت نميشود . بنده چون بيش از اين نميخواهم آلت اجراى مقاصد شما بشوم و مخصوصا مايلم كه در موقع لزوم كه شايد بعقيدهء شما و بعضى از هموطنانتان خيلى دور نباشد ، بر آن مقدار كه تاكنون در ضمن عموم ايرانيهاى خزانه بدنفس و نادان قلم رفتهام بعضى خصوصيات كه ناگزير براى دور شدن من از كار لازم خواهد شد افزوده نشود ، بموجب اين مشروحه