عبدالله مستوفى

444

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مديرانرا نسبت بضررى كه بواسطهء كم‌فهمى و آراء غلط خود بمردم وارد ميكنند ، نيز مسؤل كرد و ضامن خسارت آنها هم دانست . تنها اشخاصيكه در محاكم قضائى مشغول قضاوتند قاضى نيستند بلكه هيئت عاملهء يك كشور ، از آژان پست كوچه تا پادشاه مملكت ، هركس كه صاحب امر و نهى است قاضى است و كار اين قاضىهاى ادارى بدرجات مشكل‌تر از قضات دادگسترى مىباشد . زيرا در محاكم دعوى بين دو طرف طرح شده و طرفين دعوى ، اعم از اينكه خصوصى باشد يا عمومى ، حاضرند و هرجا قاضى بخواهد بخطا برود بنفع خود به او تذكر ميدهند ولى قاضىهاى ادارى كه بين افراد و دولت بايد قضاوت كنند ، اكثر جز دعوينامهء كتبى افراد بر دولت چيزى در دست ندارند و در حين محاكمه هم هيچيك از طرفين حاضر نيستند كه در رد ادعاى طرف خود توضيحاتى داده خاطر قاضى را بحقيقت توجه دهند . حكم قاضى عدليه در محاكم بالاتر قابل نقض است ، در كشور ما به جهت نقض تشكيلات ، شكايت از حكم قضات ادارى باز هم به خود آنها كه حكم داده‌اند مراجعه مىشود . پس بايد اين قضات ادارى هريك در كار خود و حدود خويش بسيار بينا و بصير باشند كه به مجرد خواندن عريضهء شاكى با نوشتن ده پانزده كلمه در پاى وارده ، مطلب را حل و تكليف جواب را معين كنند . نه اينكه سابقه را بخواهند و بعد از ديدن آن هم نتوانند از مثبت يا منفى عقيده‌اى اتخاذ كرده و مجبور شوند به ايراد جمله‌هاى ذو وجهين و ملمع خود ، كار را براى كارگران زيردست خود هم مشكلتر كنند . من در مدت خدمت چهل سالهء ادارى خود كمتر اتفاق افتاده است كه از اين قماش ملمعات به كار برده باشم . اگر چيزيرا نفهميده‌ام رك و راست بقصور خود اعتراف كرده از زيردست خود توضيح خواسته و با دو كلمه توضيح شفاهى يا كتبى او ، تكليف جواب را تعيين كرده ، سهل است ، هميشه باصل مسلمى كه حاكم قضيه است نيز اشاره كرده‌ام كه تا ضمنا زيردست هاى خود را هم تربيت و تمرين داده باشم . بارى اين اوضاع خزانه بخصوص بىاعتدالىها و اخذهاى به غير حق و اعطاهاى به غير مستحق و پامال شدن اصول مسلم و تعبير آنها به ضرر مردمان بىوسيله و نفع متفذين كه از صدر تا ذيل اين دستگاه را فراگرفته بود ، مرا دلسرد كرده بود ، ضمنا خرده‌كاريهاى بلژيكيها در مستعمره كردن اداره و فاصله‌اى كه مرنار بين خود و ماها قائل شده و بالاختصاص مذاكرهء آمدن چهل نفر بلژيكى ديگر كه گرماگرم مشغول تدارك آن بودند ، مرا به خيال كناره‌گيرى از اين كار كه باسم من ولى من از ناگواريهاى آن بيشتر از همه‌كس در رنج بودم انداخت . خواب عجيب در خوابهائيكه انسان ميبيند ، اقوال مختلفى ذكر كرده‌اند . آنها كه نميخواهند زير بار قضاياى ماوراء الطبيعه بروند ، ميگويند خواب ديدن بر اثر افكار روزانه است كه هرچه انسان در روز مىكند و ميگويد يا در وقتى از اوقات زندگى خود كرده و گفته و يا شنيده است ، بطور تفرقه و درهم خواب ميبيند . البته ايندسته معتقد بتعبير خواب نيستند و اثرى براى رؤيا قائل نميباشند . جمعى هم هستند كه در هر چيز پاى ماوراء الطبيعه را پيش كشيده و براى هر خوابى